| جمع | loxes |
smoked lox
سالمون دودی
lox bagel
باگِل با سالمون
lox spread
اسپرد سالمون
lox salad
سالاد سالمون
lox sandwich
ساندویچ سالمون
lox platter
سینی سالمون
lox and cream
سالمون و خامه
lox toast
نان تست با سالمون
lox dip
دیپ سالمون
lox bites
بایتهای سالمون
i enjoy bagels with lox for breakfast.
من عاشق خوردن شیرینی با سالمون دودی برای صبحانه هستم.
she ordered a lox platter for the brunch.
او یک بشقاب سالمون دودی برای صرف شام سفارش داد.
he loves to make lox and cream cheese sandwiches.
او عاشق درست کردن ساندویچ سالمون دودی و پنیر خامهای است.
we had a lox salad for lunch today.
ما امروز سالمون دودی برای ناهار داشتیم.
they serve the best lox in town.
آنها بهترین سالمون دودی در شهر را سرو میکنند.
my favorite brunch item is a lox bagel.
عصرانه مورد علاقه من شیرینی با سالمون دودی است.
she garnished the dish with slices of lox.
او غذا را با برشهای سالمون دودی تزئین کرد.
he introduced me to lox when we first met.
وقتی برای اولین بار با او آشنا شدم، سالمون دودی را به من معرفی کرد.
they paired the wine with lox and crackers.
آنها شراب را با سالمون دودی و بیسکویت همراه کردند.
for a light dinner, i often choose lox and eggs.
برای شام سبک، اغلب سالمون دودی و تخم مرغ انتخاب میکنم.
smoked lox
سالمون دودی
lox bagel
باگِل با سالمون
lox spread
اسپرد سالمون
lox salad
سالاد سالمون
lox sandwich
ساندویچ سالمون
lox platter
سینی سالمون
lox and cream
سالمون و خامه
lox toast
نان تست با سالمون
lox dip
دیپ سالمون
lox bites
بایتهای سالمون
i enjoy bagels with lox for breakfast.
من عاشق خوردن شیرینی با سالمون دودی برای صبحانه هستم.
she ordered a lox platter for the brunch.
او یک بشقاب سالمون دودی برای صرف شام سفارش داد.
he loves to make lox and cream cheese sandwiches.
او عاشق درست کردن ساندویچ سالمون دودی و پنیر خامهای است.
we had a lox salad for lunch today.
ما امروز سالمون دودی برای ناهار داشتیم.
they serve the best lox in town.
آنها بهترین سالمون دودی در شهر را سرو میکنند.
my favorite brunch item is a lox bagel.
عصرانه مورد علاقه من شیرینی با سالمون دودی است.
she garnished the dish with slices of lox.
او غذا را با برشهای سالمون دودی تزئین کرد.
he introduced me to lox when we first met.
وقتی برای اولین بار با او آشنا شدم، سالمون دودی را به من معرفی کرد.
they paired the wine with lox and crackers.
آنها شراب را با سالمون دودی و بیسکویت همراه کردند.
for a light dinner, i often choose lox and eggs.
برای شام سبک، اغلب سالمون دودی و تخم مرغ انتخاب میکنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید