lox

[ایالات متحده]/lɒks/
[بریتانیا]/lɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی سالمون دودی; اکسیژن مایع
vt. سوخت رسانی به موشک‌ها با اکسیژن مایع
Word Forms
جمعloxes

عبارات و ترکیب‌ها

smoked lox

سالمون دودی

lox bagel

باگِل با سالمون

lox spread

اسپرد سالمون

lox salad

سالاد سالمون

lox sandwich

ساندویچ سالمون

lox platter

سینی سالمون

lox and cream

سالمون و خامه

lox toast

نان تست با سالمون

lox dip

دیپ سالمون

lox bites

بایت‌های سالمون

جملات نمونه

i enjoy bagels with lox for breakfast.

من عاشق خوردن شیرینی با سالمون دودی برای صبحانه هستم.

she ordered a lox platter for the brunch.

او یک بشقاب سالمون دودی برای صرف شام سفارش داد.

he loves to make lox and cream cheese sandwiches.

او عاشق درست کردن ساندویچ سالمون دودی و پنیر خامه‌ای است.

we had a lox salad for lunch today.

ما امروز سالمون دودی برای ناهار داشتیم.

they serve the best lox in town.

آنها بهترین سالمون دودی در شهر را سرو می‌کنند.

my favorite brunch item is a lox bagel.

عصرانه مورد علاقه من شیرینی با سالمون دودی است.

she garnished the dish with slices of lox.

او غذا را با برش‌های سالمون دودی تزئین کرد.

he introduced me to lox when we first met.

وقتی برای اولین بار با او آشنا شدم، سالمون دودی را به من معرفی کرد.

they paired the wine with lox and crackers.

آنها شراب را با سالمون دودی و بیسکویت همراه کردند.

for a light dinner, i often choose lox and eggs.

برای شام سبک، اغلب سالمون دودی و تخم مرغ انتخاب می‌کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید