smoked loxes
سالمون دودی
loxes and bagels
سالمون و شیرینی دانمارکی
loxes platter
سینی سالمون
loxes spread
كره سالمون
loxes sandwich
ساندویچ سالمون
loxes salad
سالاد سالمون
loxes bites
بایتهای سالمون
fresh loxes
سالمون تازه
loxes cream
خامه سالمون
loxes toast
نان تست با سالمون
many loxes are found in the northern regions.
بسیاری از ماهیهای سالمون دودی در مناطق شمالی یافت میشوند.
she loves to eat loxes on her bagel.
او عاشق خوردن ماهی سالمون دودی روی دوناتش است.
loxes are often served with cream cheese.
ماهی سالمون دودی اغلب با پنیر خامهای سرو میشود.
he ordered a plate of loxes for breakfast.
او یک بشقاب ماهی سالمون دودی برای صبحانه سفارش داد.
we enjoyed loxes during our picnic by the lake.
ما از خوردن ماهی سالمون دودی در کنار دریاچه لذت بردیم.
many people prefer loxes over other types of fish.
بسیاری از مردم ماهی سالمون دودی را به جای سایر انواع ماهی ترجیح میدهند.
she learned to prepare loxes from her grandmother.
او طرز تهیه ماهی سالمون دودی را از مادربزرگش یاد گرفت.
smoked loxes are a delicacy in many cultures.
ماهی سالمون دودی یک غذای خوشمزه در بسیاری از فرهنگها است.
he garnished the salad with slices of loxes.
او سالاد را با برشهای ماهی سالمون دودی تزئین کرد.
they paired loxes with capers and onions.
آنها ماهی سالمون دودی را با خربار و پیاز ترکیب کردند.
smoked loxes
سالمون دودی
loxes and bagels
سالمون و شیرینی دانمارکی
loxes platter
سینی سالمون
loxes spread
كره سالمون
loxes sandwich
ساندویچ سالمون
loxes salad
سالاد سالمون
loxes bites
بایتهای سالمون
fresh loxes
سالمون تازه
loxes cream
خامه سالمون
loxes toast
نان تست با سالمون
many loxes are found in the northern regions.
بسیاری از ماهیهای سالمون دودی در مناطق شمالی یافت میشوند.
she loves to eat loxes on her bagel.
او عاشق خوردن ماهی سالمون دودی روی دوناتش است.
loxes are often served with cream cheese.
ماهی سالمون دودی اغلب با پنیر خامهای سرو میشود.
he ordered a plate of loxes for breakfast.
او یک بشقاب ماهی سالمون دودی برای صبحانه سفارش داد.
we enjoyed loxes during our picnic by the lake.
ما از خوردن ماهی سالمون دودی در کنار دریاچه لذت بردیم.
many people prefer loxes over other types of fish.
بسیاری از مردم ماهی سالمون دودی را به جای سایر انواع ماهی ترجیح میدهند.
she learned to prepare loxes from her grandmother.
او طرز تهیه ماهی سالمون دودی را از مادربزرگش یاد گرفت.
smoked loxes are a delicacy in many cultures.
ماهی سالمون دودی یک غذای خوشمزه در بسیاری از فرهنگها است.
he garnished the salad with slices of loxes.
او سالاد را با برشهای ماهی سالمون دودی تزئین کرد.
they paired loxes with capers and onions.
آنها ماهی سالمون دودی را با خربار و پیاز ترکیب کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید