lucilia

[ایالات متحده]/luːˈsɪliə/
[بریتانیا]/luˈsɪliə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنس مگس‌های سبز؛ مگس سبز
شکل‌های واژه
جمعlucilias

عبارات و ترکیب‌ها

lucilia sericata

لوکیλία سریکاٹا

lucilia caesar

لوکیλία سزار

lucilia species

گونه‌های لوکیλία

lucilia larvae

لاروهای لوکیλία

lucilia flies

سیرکه‌های لوکیλία

lucilia detection

تشخیص لوکیλία

lucilia behavior

رفتار لوکیλία

lucilia lifecycle

چرخه حیات لوکیλία

lucilia habitat

زیستگاه لوکیλία

lucilia research

تحقیقات لوکیλία

جملات نمونه

lucilia is often found in decaying matter.

لوکیلی معمولاً در مواد در حال پوسیدگی یافت می‌شود.

the larvae of lucilia can help in forensic investigations.

لاروهای لوکیلی می‌توانند در تحقیقات جنایی کمک کنند.

researchers study lucilia to understand decomposition.

محققان لوکیلی را برای درک تجزیه مطالعه می‌کنند.

lucilia species are important in the ecosystem.

گونه‌های لوکیلی در اکوسیستم مهم هستند.

farmers often try to control lucilia populations.

کشاورزان اغلب سعی می‌کنند جمعیت لوکیلی را کنترل کنند.

lucilia can be a nuisance in summer months.

لوکیلی می‌تواند در ماه‌های تابستان آزاردهنده باشد.

many species of lucilia are known for their bright colors.

بسیاری از گونه‌های لوکیلی به خاطر رنگ‌های روشن خود شناخته می‌شوند.

lucilia flies are attracted to rotting food.

مگس‌های لوکیلی به سمت غذای در حال پوسیدگی جذب می‌شوند.

understanding lucilia behavior can aid pest control.

درک رفتار لوکیلی می‌تواند به کنترل آفات کمک کند.

lucilia are often used in biological research.

لوکیلی اغلب در تحقیقات زیست‌شناختی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید