luggaged

[ایالات متحده]/ˈlʌɡɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈlʌɡɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بار;;چمدان.

عبارات و ترکیب‌ها

carry-on luggage

چمدان دستی

checked luggage

چمدان بررسی شده

overweight luggage

چمدان اضافه وزن

lost luggage

چمدان گم شده

luggage tag

برچسب چمدان

hand luggage

چمدان دستی

luggage rack

قفسه چمدان

luggage office

دفتر چمدان

luggage check

بررسی چمدان

luggage compartment

فضای بار

left luggage

چمدان‌های باقی‌مانده

luggage leather

چرم چمدان

luggage inspection

بازرسی چمدان

جملات نمونه

heave their luggage into the car

چمدان‌هایشان را به داخل ماشین پرتاب کنید.

take the luggage upstairs

چمدان‌ها را به طبقه بالا ببر

Put the luggage in the boot.

چمدان را در صندوق عقب بگذار.

register luggage on a railway

چمدان را در ایستگاه راه آهن ثبت کنید

You luggage will be here shirty.

چمدان شما اینجا خواهد بود.

luggage bound for the hold is X-rayed.

چمدانی که برای محفظه در نظر گرفته شده است، اسکن می‌شود.

she was sitting behind a luggage trolley.

او پشت یک گاری چمدان نشسته بود.

luggage cluttered up the hallway.

چمدان‌ها راهرو را شلوغ کردند.

give a porter one's luggage to carry

چمدان خود را به یک متصدی باربری بدهید تا آن را حمل کند.

a cartop luggage rack; a cartop boat.

قفسه چمدان سقفی؛ یک قایق سقفی.

Put your bag in the luggage-rack.

کیف خود را در قفسه چمدان قرار دهید.

They went through our luggage at the customs.

آنها چمدان‌های ما را در گمرک بررسی کردند.

Make sure your luggage is properly labelled.

مطمئن شوید که چمدان شما به درستی برچسب‌گذاری شده است.

The luggage has been left behind.

چمدان‌ها جا افتاده‌اند.

I've put your luggage on the train.

من چمدان شما را روی قطار گذاشتم.

His luggage was lost in transit.

چمدان او در حین حمل و نقل گم شد.

Where can I park my luggage?

می‌توانم چمدانم را کجا پارک کنم؟

It’s a good job my luggage was insured.

خوشبختانه چمدان من بیمه بود.

You have to pay for excess luggage on a plane.

شما باید برای چمدان اضافه در هواپیما هزینه پرداخت کنید.

نمونه‌های واقعی

They heaved their luggage into the car.

آنها چمدان‌های خود را به داخل ماشین انداختند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

" Do you need some help collecting your luggage, or are you travelling light? "

آیا به کمک در جمع کردن چمدان‌هایتان نیاز دارید یا سبک سفر می‌کنید؟

منبع: Emma's delicious English

The coachman took my luggage and called me to hurry up.

چندلر چمدان‌های من را برداشت و از من خواست عجله کنم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

What happened to the woman's luggage?

چه اتفاقی برای چمدان‌های زن افتاد؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Thanks. Where shall we put our luggage?

ممنون. چمدان‌هایمان را کجا بگذاریم؟

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

Go over there to claim your luggage.

برای دریافت چمدان‌هایتان آنجا بروید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

With their carryon luggage and even neck pillows.

با چمدان‌های دستی آنها و حتی بالش‌های گردن.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Would you please hold this luggage until 5 o'clock.

آیا لطفاً این چمدان را تا ساعت 5 نگه می‌دارید؟

منبع: American Tourist English Conversations

Upon arriving at the airport, please claim your luggage.

پس از رسیدن به فرودگاه، لطفاً چمدان‌های خود را دریافت کنید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Find Laszlo's luggage. Put it on the plane.

چمدان‌های لازلو را پیدا کن. آن را روی هواپیما بگذار.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید