lugs

[ایالات متحده]/lʌɡz/
[بریتانیا]/lʌɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قسمت یا قطعه‌ی پیش‌آمده که برای نگه‌داشتن یا گرفتن استفاده می‌شود
v. برای حمل یا کشیدن چیزی سنگین

عبارات و ترکیب‌ها

wheel lugs

پیچ‌های چرخ

lug nuts

مهره‌های چرخ

lugs and locks

پیچ و قفل

lugs on wheels

پیچ‌های روی چرخ‌ها

lug wrench

آچار چرخ

brake lugs

پیچ‌های ترمز

lug spacing

فاصله بین پیچ‌ها

lugs for tires

پیچ‌های مخصوص لاستیک‌ها

mount lugs

پیچ‌های نصب

lugs and bolts

پیچ و مهره

جملات نمونه

the lugs on the tire provide better traction.

هرزگردها در لاستیک کشش بهتری را فراهم می‌کنند.

he replaced the worn-out lugs on his bike.

او هرزگرد‌های فرسوده دوچرخه خود را تعویض کرد.

the lugs help secure the wheel in place.

هرزگردها به محکم کردن چرخ در جای خود کمک می‌کنند.

make sure the lugs are tightened before driving.

مطمئن شوید که قبل از رانندگی هرزگردها محکم شده‌اند.

different lugs are designed for various terrains.

هرزگرد‌های مختلف برای زمین‌های مختلف طراحی شده‌اند.

the lugs on my hiking boots provide excellent grip.

هرزگرد‌های چکمه‌های پیاده‌روی من چسبندگی عالی را فراهم می‌کنند.

he noticed the lugs were missing from his shoes.

او متوجه شد که هرزگردها از کفش‌هایش گم شده‌اند.

adjusting the lugs can improve performance.

تنظیم هرزگردها می‌تواند عملکرد را بهبود بخشد.

the mechanic checked the lugs during the service.

مکانیک هرزگردها را در طول سرویس بررسی کرد.

she learned how to replace the lugs on her own.

او یاد گرفت که خودش هرزگردها را تعویض کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید