lumen

[ایالات متحده]/ˈluːmɪn/
[بریتانیا]/ˈluːmɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد شار نوری، نمایانگر مقدار نوری که در هر واحد زمان از یک منبع نور ساطع می‌شود

جملات نمونه

Depending upon the nature of gastric contents, you may see only part of the gastric wall, or you may see its lumen, and ingesta.

بسته به نوع محتویات معده، ممکن است فقط بخشی از دیواره معده را ببینید، یا ممکن است فضای داخلی و غذا را ببینید.

Methods Found the relationship of aortic dissection false lumen s ectonexine of aortic tunica media by test and measurement their shape-changed strength ratio.

روش‌ها کشف رابطه آئورت دیسکسیون، سکتونکسین لومن کاذب آئورت با بررسی و اندازه‌گیری نسبت قدرت تغییر شکل آن‌ها.

Histologically, MGA consists small round glands with open lumens, distributed mostly randomly in a hypocellular dense collagenous or fatty stroma.

به لحاظ هیستولوژیک، MGA از غدد کوچک گرد با منافذ باز تشکیل شده است که بیشتر به طور تصادفی در استروم ضخیم و غنی از کلاژن یا چربی توزیع شده اند.

Results For the 20 patients without Braun's anastomosis (side-to-side jejunojejunostomy), duodenoscope insertion was completed in 19 (95%) and failed in 1 due to the stenosis of jejune lumen (5%).

نتایج: برای 20 بیمار بدون آناستوموز براون (جئونوجئونستومی کناری به کناری)، قرار دادن دئودونسکوپ در 19 (95٪) تکمیل شد و در 1 نفر به دلیل تنگی لومن جئون (5٪) ناموفق بود.

The lumen of a light bulb determines its brightness.

لومن یک لامپ، روشنایی آن را تعیین می کند.

A flashlight with high lumens is ideal for outdoor activities.

یک چراغ قوه با لومن بالا برای فعالیت های فضای باز ایده آل است.

Doctors use a lumen catheter for medical procedures.

پزشکان از کاتتر لومن برای انجام روش های پزشکی استفاده می کنند.

The lumen output of the projector is impressive.

خروجی لومن پروژکتور впечатляющий است.

The flashlight has a lumen range of 500 to 1000.

چراغ قوه دارای محدوده لومن 500 تا 1000 است.

The lumen scale measures the brightness of light sources.

مقیاس لومن روشنایی منابع نور را اندازه گیری می کند.

LED bulbs are known for their high lumen efficiency.

لامپ های LED به دلیل راندمان بالای لومن خود شناخته شده اند.

The lumen level in the room can be adjusted with a dimmer switch.

سطح لومن در اتاق را می توان با استفاده از یک دیمر تنظیم کرد.

The lumen output of the streetlights is being upgraded for better visibility at night.

خروجی لومن چراغ های خیابان در حال ارتقا برای بهبود دید در شب است.

Photographers often consider the lumen output of studio lights for their shoots.

عکاسان اغلب خروجی لومن چراغ های استودیویی را برای عکسبرداری خود در نظر می گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید