luminisms

[ایالات متحده]/ljuːmɪnɪzəmz/
[بریتانیا]/luːmɪnɪzəmz/

ترجمه

n. یک جنبش هنری در دهه ۱۸۶۰ در آمریکا که بر روی تأثیرات نور تمرکز دارد؛ یک تکنیک در هنر که بر نمایندگی نور تأکید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

luminisms theory

تئوری لومینیسم

luminisms impact

تاثیر لومینیسم

luminisms approach

رویکرد لومینیسم

luminisms concept

مفهوم لومینیسم

luminisms perspective

دیدگاه لومینیسم

luminisms analysis

تجزیه و تحلیل لومینیسم

luminisms framework

چارچوب لومینیسم

luminisms style

سبک لومینیسم

luminisms movement

جنبش لومینیسم

luminisms expression

ابراز لومینیسم

جملات نمونه

the artist is known for her unique approach to luminisms.

هنرمند به دلیل رویکرد منحصر به فردش به نورپردازی‌ها شناخته شده است.

many paintings in the exhibit showcase luminisms beautifully.

بسیاری از نقاشی‌های نمایشگاه به زیبایی نورپردازی‌ها را به نمایش می‌گذارند.

he studied luminisms to enhance his painting techniques.

او برای بهبود تکنیک‌های نقاشی خود، نورپردازی‌ها را مطالعه کرد.

luminisms can create a sense of depth in artwork.

نورپردازی‌ها می‌توانند حسی از عمق در آثار هنری ایجاد کنند.

the use of luminisms adds vibrancy to the landscape.

استفاده از نورپردازی‌ها، شادابی را به منظره اضافه می‌کند.

critics praised the artist's mastery of luminisms.

منتقدان، تسلط هنرمند بر نورپردازی‌ها را تحسین کردند.

incorporating luminisms can transform a dull painting.

ترکیب نورپردازی‌ها می‌تواند یک نقاشی خسته‌کننده را متحول کند.

the workshop focused on techniques related to luminisms.

کارگاه آموزشی بر روی تکنیک‌های مرتبط با نورپردازی‌ها متمرکز بود.

understanding luminisms is essential for modern artists.

درک نورپردازی‌ها برای هنرمندان مدرن ضروری است.

her latest series explores the theme of luminisms.

جدیدترین مجموعه او، مضمونی از نورپردازی‌ها را بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید