lumper

[ایالات متحده]/ˈlʌmpə/
[بریتانیا]/ˈlʌmpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگر داک؛ کارگری که بار را تخلیه می‌کند؛ پیمانکار کوچک؛ یک پیمانکار فرعی
Word Forms
جمعlumpers

عبارات و ترکیب‌ها

lumper job

کار لومپر

lumper fee

حق لومپر

lumper service

خدمات لومپر

lumper crew

گروه لومپر

lumper work

کار لومپر

lumper rate

نرخ لومپر

lumper truck

تریلی لومپر

lumper agreement

توافقنامه لومپر

lumper duties

وظایف لومپر

lumper license

گواهی لومپر

جملات نمونه

the lumper was responsible for unloading the shipment quickly.

لود کردن محموله به سرعت بر عهده لامر بود.

after the delivery, the lumper organized the boxes neatly.

پس از تحویل، لامر جعبه‌ها را به طور مرتب مرتب کرد.

the company hired a lumper to help with the heavy lifting.

شرکت یک لامر استخدام کرد تا در بلند کردن اجسام سنگین کمک کند.

he worked as a lumper during the summer to earn extra money.

او در طول تابستان به عنوان لامر کار کرد تا پول بیشتری به دست آورد.

the lumper's job is physically demanding but pays well.

کار لامر از نظر جسمی طاقت‌فرسا است اما خوب پرداخت می‌شود.

many lumpers work in warehouses and shipping docks.

بسیاری از لامپرها در انبارهای و اسکله‌های حمل و نقل کار می‌کنند.

he was a skilled lumper, able to lift heavy loads effortlessly.

او یک لامر ماهر بود و می‌توانست به راحتی بار سنگین بلند کند.

the lumper used a hand truck to move the boxes.

لامر از یک ترکه دستی برای جابجایی جعبه‌ها استفاده کرد.

she appreciated the lumper's help in moving her furniture.

او از کمک لامر در جابجایی مبلمانش قدردانی کرد.

it’s essential for a lumper to follow safety protocols.

برای یک لامر پیروی از پروتکل‌های ایمنی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید