lumps

[ایالات متحده]/lʌmps/
[بریتانیا]/lʌmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع lump; توده یا قطعه‌ای از چیزی; اشاره به نوعی بیماری در پرندگان

عبارات و ترکیب‌ها

lumps of sugar

توده های شکر

lumps of coal

توده های زغال سنگ

lumps of clay

توده های خاک رس

lumps of fat

توده های چربی

lumps of dough

توده های خمیر

lumps of cheese

توده های پنیر

lumps of ice

توده های یخ

lumps of dirt

توده های خاک

lumps of tissue

توده های بافت

lumps of meat

توده های گوشت

جملات نمونه

she found lumps in the dough while baking.

او در حین پخت، گره‌ها یا توده‌هایی را در خمیر پیدا کرد.

the doctor examined the lumps on his neck.

پزشک گره‌ها یا توده‌هایی را روی گردن او معاینه کرد.

he had lumps of sugar in his tea.

او توده‌های شکر در چای خود داشت.

there were lumps of ice in the drink.

توده‌های یخ در نوشیدنی وجود داشت.

she felt lumps in her throat while speaking.

او در حین صحبت کردن، گره‌ها یا توده‌هایی را در گلویش احساس کرد.

the recipe called for lumps of butter.

دستور غذا خواستار توده‌های کره بود.

he noticed lumps of dirt on his shoes.

او متوجه توده‌های خاک روی کفشش شد.

they found lumps of coal in the basement.

آنها توده‌های زغال را در زیرزمین پیدا کردند.

she tried to break the lumps in the mixture.

او سعی کرد توده‌ها را در مخلوط بشکند.

he was worried about the lumps in his stomach.

او نگران توده‌ها در معده‌اش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید