lumps of sugar
توده های شکر
lumps of coal
توده های زغال سنگ
lumps of clay
توده های خاک رس
lumps of fat
توده های چربی
lumps of dough
توده های خمیر
lumps of cheese
توده های پنیر
lumps of ice
توده های یخ
lumps of dirt
توده های خاک
lumps of tissue
توده های بافت
lumps of meat
توده های گوشت
she found lumps in the dough while baking.
او در حین پخت، گرهها یا تودههایی را در خمیر پیدا کرد.
the doctor examined the lumps on his neck.
پزشک گرهها یا تودههایی را روی گردن او معاینه کرد.
he had lumps of sugar in his tea.
او تودههای شکر در چای خود داشت.
there were lumps of ice in the drink.
تودههای یخ در نوشیدنی وجود داشت.
she felt lumps in her throat while speaking.
او در حین صحبت کردن، گرهها یا تودههایی را در گلویش احساس کرد.
the recipe called for lumps of butter.
دستور غذا خواستار تودههای کره بود.
he noticed lumps of dirt on his shoes.
او متوجه تودههای خاک روی کفشش شد.
they found lumps of coal in the basement.
آنها تودههای زغال را در زیرزمین پیدا کردند.
she tried to break the lumps in the mixture.
او سعی کرد تودهها را در مخلوط بشکند.
he was worried about the lumps in his stomach.
او نگران تودهها در معدهاش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید