lunacies abound
جنون فراوان است
lunacies revealed
جنون آشکار شد
lunacies unfold
جنون در حال آشکار شدن است
lunacies explored
جنون مورد بررسی قرار گرفت
lunacies persist
جنون ادامه دارد
lunacies discussed
جنون مورد بحث قرار گرفت
lunacies examined
جنون مورد بررسی قرار گرفت
lunacies questioned
جنون مورد سوال قرار گرفت
lunacies challenged
جنون به چالش کشیده شد
lunacies depicted
جنون به تصویر کشیده شد
his lunacies often lead to unexpected adventures.
جنونهای او اغلب منجر به ماجراجوییهای غیرمنتظره میشود.
she dismissed his lunacies as mere jokes.
او جنونهای او را صرفاً شوخی تلقی کرد.
the artist's lunacies inspired his most famous works.
جنونهای هنرمند الهامبخش مشهورترین آثار او بود.
in times of stress, people may exhibit lunacies.
در زمانهای استرس، مردم ممکن است جنون از خود نشان دهند.
his lunacies were often misunderstood by others.
جنونهای او اغلب توسط دیگران سوء تفاهم میشد.
they laughed at his lunacies, not realizing their depth.
آنها به خنده میافتیدند و از عمق جنونهای او بیخبر بودند.
her lunacies were a reflection of her creative spirit.
جنونهای او بازتابی از روح خلاقانه او بود.
some of his lunacies turned out to be brilliant ideas.
برخی از جنونهای او در نهایت به ایدههای درخشانی تبدیل شدند.
we often find lunacies in the world of politics.
ما اغلب جنون را در دنیای سیاست مییابیم.
her friends embraced her lunacies as part of her charm.
دوستانش جنونهای او را بخشی از جذابیتش پذیرفتند.
lunacies abound
جنون فراوان است
lunacies revealed
جنون آشکار شد
lunacies unfold
جنون در حال آشکار شدن است
lunacies explored
جنون مورد بررسی قرار گرفت
lunacies persist
جنون ادامه دارد
lunacies discussed
جنون مورد بحث قرار گرفت
lunacies examined
جنون مورد بررسی قرار گرفت
lunacies questioned
جنون مورد سوال قرار گرفت
lunacies challenged
جنون به چالش کشیده شد
lunacies depicted
جنون به تصویر کشیده شد
his lunacies often lead to unexpected adventures.
جنونهای او اغلب منجر به ماجراجوییهای غیرمنتظره میشود.
she dismissed his lunacies as mere jokes.
او جنونهای او را صرفاً شوخی تلقی کرد.
the artist's lunacies inspired his most famous works.
جنونهای هنرمند الهامبخش مشهورترین آثار او بود.
in times of stress, people may exhibit lunacies.
در زمانهای استرس، مردم ممکن است جنون از خود نشان دهند.
his lunacies were often misunderstood by others.
جنونهای او اغلب توسط دیگران سوء تفاهم میشد.
they laughed at his lunacies, not realizing their depth.
آنها به خنده میافتیدند و از عمق جنونهای او بیخبر بودند.
her lunacies were a reflection of her creative spirit.
جنونهای او بازتابی از روح خلاقانه او بود.
some of his lunacies turned out to be brilliant ideas.
برخی از جنونهای او در نهایت به ایدههای درخشانی تبدیل شدند.
we often find lunacies in the world of politics.
ما اغلب جنون را در دنیای سیاست مییابیم.
her friends embraced her lunacies as part of her charm.
دوستانش جنونهای او را بخشی از جذابیتش پذیرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید