lunacies

[ایالات متحده]/ˈluːnəsiz/
[بریتانیا]/ˈluːnəsiz/

ترجمه

n. جمع دیوانگی؛ مواردی از حماقت یا جنون شدید

عبارات و ترکیب‌ها

lunacies abound

جنون فراوان است

lunacies revealed

جنون آشکار شد

lunacies unfold

جنون در حال آشکار شدن است

lunacies explored

جنون مورد بررسی قرار گرفت

lunacies persist

جنون ادامه دارد

lunacies discussed

جنون مورد بحث قرار گرفت

lunacies examined

جنون مورد بررسی قرار گرفت

lunacies questioned

جنون مورد سوال قرار گرفت

lunacies challenged

جنون به چالش کشیده شد

lunacies depicted

جنون به تصویر کشیده شد

جملات نمونه

his lunacies often lead to unexpected adventures.

جنون‌های او اغلب منجر به ماجراجویی‌های غیرمنتظره می‌شود.

she dismissed his lunacies as mere jokes.

او جنون‌های او را صرفاً شوخی تلقی کرد.

the artist's lunacies inspired his most famous works.

جنون‌های هنرمند الهام‌بخش مشهورترین آثار او بود.

in times of stress, people may exhibit lunacies.

در زمان‌های استرس، مردم ممکن است جنون از خود نشان دهند.

his lunacies were often misunderstood by others.

جنون‌های او اغلب توسط دیگران سوء تفاهم می‌شد.

they laughed at his lunacies, not realizing their depth.

آنها به خنده می‌افتیدند و از عمق جنون‌های او بی‌خبر بودند.

her lunacies were a reflection of her creative spirit.

جنون‌های او بازتابی از روح خلاقانه او بود.

some of his lunacies turned out to be brilliant ideas.

برخی از جنون‌های او در نهایت به ایده‌های درخشانی تبدیل شدند.

we often find lunacies in the world of politics.

ما اغلب جنون را در دنیای سیاست می‌یابیم.

her friends embraced her lunacies as part of her charm.

دوستانش جنون‌های او را بخشی از جذابیتش پذیرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید