luthier

[ایالات متحده]/ˈluːtɪə/
[بریتانیا]/ˈluːθɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که سازهای زهی می‌سازد
Word Forms
جمعluthiers

عبارات و ترکیب‌ها

skilled luthier

نوازنده ماهر

local luthier

نوازنده محلی

expert luthier

نوازنده متخصص

famous luthier

نوازنده مشهور

luthier workshop

کارگاه سازندگان

luthier tools

ابزارهای سازندگان

luthier services

خدمات سازندگان

luthier skills

مهارت‌های سازندگان

luthier instruments

سازهای سازندگان

custom luthier

سازنده سفارشی

جملات نمونه

the luthier crafted a beautiful violin.

صانع ساز، یک ویولن زیبا ساخت.

many musicians rely on a skilled luthier.

بسیاری از نوازندگان به یک سازنده ساز ماهر متکی هستند.

the luthier repaired my old guitar.

صانع ساز، گیتار قدیمی من را تعمیر کرد.

learning to be a luthier takes years of practice.

یادگیری ساخت ساز سال‌ها تمرین نیاز دارد.

the luthier explained the wood selection process.

صانع ساز فرآیند انتخاب چوب را توضیح داد.

every luthier has their own unique style.

هر سازنده ساز سبک منحصر به فرد خود را دارد.

a good luthier understands acoustics well.

یک سازنده ساز خوب، آکوستیک را به خوبی درک می‌کند.

the luthier's workshop was filled with instruments.

کارگاه سازنده ساز پر از ساز بود.

she decided to visit the famous luthier in town.

او تصمیم گرفت از سازنده ساز معروف شهر دیدن کند.

the luthier demonstrated how to adjust the strings.

صانع ساز نحوه تنظیم سیم‌ها را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید