macabre

[ایالات متحده]/mə'kɑːbr(ə)/
[بریتانیا]/məˈkɑbrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وحشتناک; متمرکز بر مرگ; ایجاد احساس وحشت.

جملات نمونه

images of the macabre and the grotesque.

تصاویری از تاریک و عجیب.

a macabre series of murders.

یک مجموعه مرموز و وحشتناک قتل

He takes a macabre interest in graveyards.

او به گورستان‌ها علاقه مرموز و وحشتناکی دارد.

macabre stories about tortures conceived by a madman.

داستان‌های مرموز و وحشتناک درباره شکنجه‌هایی که توسط یک دیوانه طراحی شده است.

macabre tales of war and plague in the Middle Ages.See Synonyms at ghastly

داستان‌های تاریک جنگ و طاعون در قرون وسطی. برای یافتن مترادف‌ها به ghastly مراجعه کنید

A quatrain by my father and a macabre series that might prefigure the death of one of the members of the Royal Family... Quite package!

یک رباعی از پدرم و یک مجموعه مرموز و وحشتناک که ممکن است حاکی از مرگ یکی از اعضای خانواده سلطنتی باشد... چه بسته‌ای!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید