macadamia

[ایالات متحده]/ˌmæk.əˈdeɪ.mi.ə/
[بریتانیا]/ˌmæk.əˈdeɪ.mi.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آجیل بومی استرالیا.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

macadamia nuts

گردو ماکادمی

macadamia oil

روغن ماکادمی

macadamia cookies

کیک ماکادمی

macadamia chocolate

شکلات ماکادمی

macadamia butter

كره ماکادمی

macadamia cake

کیک ماکادمی

macadamia milk

شیر ماکادمی

macadamia ice cream

آيس كريم ماكادمي

macadamia tart

تارت ماکادمی

macadamia clusters

خوشه های ماکادمی

جملات نمونه

macadamia nuts are a delicious snack.

گردو ماکادمی یک میان وعده خوشمزه است.

i love adding macadamia to my cookies.

من عاشق اضافه کردن ماکادمی به بیسکویت هایم هستم.

macadamia oil is great for cooking.

روغن ماکادمی برای پخت و پز عالی است.

she made a macadamia crust for the dessert.

او یک پوسته ماکادمی برای دسر درست کرد.

macadamia trees thrive in warm climates.

درختان ماکادمی در آب و هوای گرم رشد می کنند.

he gifted me a box of macadamia chocolates.

او یک جعبه شکلات ماکادمی به من هدیه داد.

macadamia cookies are my favorite treat.

بیسکویت های ماکادمی مورد علاقه من هستند.

she sprinkled macadamia nuts on her salad.

او گردوی ماکادمی را روی سالادش پاشید.

macadamia nut butter is a tasty alternative.

كره بادام ماکادمی یک جایگزین خوشمزه است.

he enjoys the rich flavor of macadamia coffee.

او از طعم غنی قهوه ماکادمی لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید