macrobiota

[ایالات متحده]/ˌmækrəʊˈbaɪətə/
[بریتانیا]/ˌmækroʊˈbaɪtə/

ترجمه

n. جامعه زیستی بزرگ; منطقه بیو جغرافیایی بزرگ

جملات نمونه

understanding the role of macrobiota is essential for gut health.

درک نقش ماکروبیوتای بزرگ برای سلامت روده ضروری است.

research on macrobiota can lead to new treatments for diseases.

تحقیقات در مورد ماکروبیوتای بزرگ می‌تواند منجر به درمان‌های جدید برای بیماری‌ها شود.

maintaining a diverse macrobiota is important for overall wellness.

حفظ تنوع ماکروبیوتای بزرگ برای سلامت کلی مهم است.

diet can significantly influence the composition of macrobiota.

رژیم غذایی می‌تواند به طور قابل توجهی بر ترکیب ماکروبیوتای بزرگ تأثیر بگذارد.

scientists are studying how macrobiota affects mental health.

دانشمندان در حال بررسی این هستند که ماکروبیوتای بزرگ چگونه بر سلامت روان تأثیر می‌گذارد.

probiotics can help restore a healthy macrobiota balance.

پروبیوتیک‌ها می‌توانند به بازگرداندن تعادل سالم ماکروبیوتای بزرگ کمک کنند.

macrobiota plays a crucial role in nutrient absorption.

ماکروبیوتای بزرگ نقش مهمی در جذب مواد مغذی ایفا می‌کند.

changes in macrobiota can lead to various health issues.

تغییرات در ماکروبیوتای بزرگ می‌تواند منجر به مشکلات بهداشتی مختلف شود.

exploring the relationship between macrobiota and immunity is vital.

بررسی رابطه بین ماکروبیوتای بزرگ و ایمنی بسیار مهم است.

environmental factors can impact the diversity of macrobiota.

عوامل محیطی می‌توانند بر تنوع ماکروبیوتای بزرگ تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید