macromelia

[ایالات متحده]/ˌmækrəʊˈmiːliə/
[بریتانیا]/ˌmækroʊˈmiːliə/

ترجمه

n. رشد غیرطبیعی اندام‌های بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

macromelia diagnosis

تشخیص ماکروملی

macromelia condition

وضعیت ماکروملی

macromelia treatment

درمان ماکروملی

macromelia symptoms

علائم ماکروملی

macromelia causes

علت های ماکروملی

macromelia management

مدیریت ماکروملی

macromelia prevalence

شیوع ماکروملی

macromelia cases

موارد ماکروملی

macromelia research

تحقیقات ماکروملی

macromelia awareness

آگاهی از ماکروملی

جملات نمونه

macromelia is a rare condition affecting limb development.

ماکروملی یک اختلال نادر است که بر رشد اندام تأثیر می گذارد.

patients with macromelia often require specialized care.

بیماران مبتلا به ماکروملی اغلب به مراقبت های تخصصی نیاز دارند.

research is ongoing to understand the causes of macromelia.

تحقیقات برای درک علل ماکروملی در حال انجام است.

macromelia can lead to various complications in health.

ماکروملی می تواند منجر به عوارض مختلف در سلامتی شود.

genetic factors may contribute to the occurrence of macromelia.

عوامل ژنتیکی ممکن است در بروز ماکروملی نقش داشته باشند.

doctors diagnose macromelia through physical examinations.

پزشکان ماکروملی را از طریق معاینات فیزیکی تشخیص می دهند.

macromelia can affect both children and adults.

ماکروملی می تواند هم کودکان و هم بزرگسالان را تحت تأثیر قرار دهد.

support groups exist for individuals with macromelia.

گروه‌های حمایتی برای افراد مبتلا به ماکروملی وجود دارد.

awareness of macromelia is important for early intervention.

آگاهی از ماکروملی برای مداخله زودهنگام مهم است.

macromelia can sometimes be associated with other syndromes.

ماکروملی گاهی اوقات می تواند با سایر سندرم ها مرتبط باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید