maddest hat
جنجالیترین کلاه
maddest dance
رقص دیوانهوار
maddest game
بازی دیوانهوار
maddest party
جشن دیوانهوار
maddest idea
ایده دیوانهوار
maddest ride
سوارشدن دیوانهوار
maddest moment
لحظه دیوانهوار
maddest outfit
لباس دیوانهوار
maddest prank
شوخی دیوانهوار
maddest adventure
ماجراجویی دیوانهوار
she was the maddest person at the party.
او دیوانهوارترین شخص در مهمانی بود.
his maddest ideas often lead to the best solutions.
ایدههای دیوانهوار او اغلب به بهترین راهحلها منجر میشوند.
they laughed at his maddest stories.
آنها به داستانهای دیوانهوار او خندیدند.
she danced with the maddest energy.
او با بیشترین انرژی دیوانهوار رقصید.
his maddest dreams became reality.
رویاهای دیوانهوار او به واقعیت تبدیل شدند.
we had the maddest adventure last summer.
ما یک ماجراجویی دیوانهوار در تابستان گذشته داشتیم.
he has the maddest sense of humor.
او حس شوخطبعی دیوانهواری دارد.
her maddest moments are unforgettable.
لحظات دیوانهوار او فراموشنشدنی هستند.
they made the maddest bets at the casino.
آنها در کازینو شرطبندیهای دیوانهواری کردند.
his maddest theories sparked debate.
نظریات دیوانهوار او بحث را برانگیخت.
maddest hat
جنجالیترین کلاه
maddest dance
رقص دیوانهوار
maddest game
بازی دیوانهوار
maddest party
جشن دیوانهوار
maddest idea
ایده دیوانهوار
maddest ride
سوارشدن دیوانهوار
maddest moment
لحظه دیوانهوار
maddest outfit
لباس دیوانهوار
maddest prank
شوخی دیوانهوار
maddest adventure
ماجراجویی دیوانهوار
she was the maddest person at the party.
او دیوانهوارترین شخص در مهمانی بود.
his maddest ideas often lead to the best solutions.
ایدههای دیوانهوار او اغلب به بهترین راهحلها منجر میشوند.
they laughed at his maddest stories.
آنها به داستانهای دیوانهوار او خندیدند.
she danced with the maddest energy.
او با بیشترین انرژی دیوانهوار رقصید.
his maddest dreams became reality.
رویاهای دیوانهوار او به واقعیت تبدیل شدند.
we had the maddest adventure last summer.
ما یک ماجراجویی دیوانهوار در تابستان گذشته داشتیم.
he has the maddest sense of humor.
او حس شوخطبعی دیوانهواری دارد.
her maddest moments are unforgettable.
لحظات دیوانهوار او فراموشنشدنی هستند.
they made the maddest bets at the casino.
آنها در کازینو شرطبندیهای دیوانهواری کردند.
his maddest theories sparked debate.
نظریات دیوانهوار او بحث را برانگیخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید