maddest

[ایالات متحده]/ˈmædɪst/
[بریتانیا]/ˈmædɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم عالی جنون، به معنی فوق‌العاده دیوانه یا جنون‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

maddest hat

جنجالی‌ترین کلاه

maddest dance

رقص دیوانه‌وار

maddest game

بازی دیوانه‌وار

maddest party

جشن دیوانه‌وار

maddest idea

ایده دیوانه‌وار

maddest ride

سوارشدن دیوانه‌وار

maddest moment

لحظه دیوانه‌وار

maddest outfit

لباس دیوانه‌وار

maddest prank

شوخی دیوانه‌وار

maddest adventure

ماجراجویی دیوانه‌وار

جملات نمونه

she was the maddest person at the party.

او دیوانه‌وارترین شخص در مهمانی بود.

his maddest ideas often lead to the best solutions.

ایده‌های دیوانه‌وار او اغلب به بهترین راه‌حل‌ها منجر می‌شوند.

they laughed at his maddest stories.

آنها به داستان‌های دیوانه‌وار او خندیدند.

she danced with the maddest energy.

او با بیشترین انرژی دیوانه‌وار رقصید.

his maddest dreams became reality.

رویاهای دیوانه‌وار او به واقعیت تبدیل شدند.

we had the maddest adventure last summer.

ما یک ماجراجویی دیوانه‌وار در تابستان گذشته داشتیم.

he has the maddest sense of humor.

او حس شوخ‌طبعی دیوانه‌واری دارد.

her maddest moments are unforgettable.

لحظات دیوانه‌وار او فراموش‌نشدنی هستند.

they made the maddest bets at the casino.

آنها در کازینو شرط‌بندی‌های دیوانه‌واری کردند.

his maddest theories sparked debate.

نظریات دیوانه‌وار او بحث را برانگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید