madmen

[ایالات متحده]/ˈmæd.mɛn/
[بریتانیا]/ˈmædˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد دیوانه؛ دیوانگان؛ افراد دارای اختلالات روانی

عبارات و ترکیب‌ها

madmen at work

دیوانگان در حال کار

madmen in charge

دیوانگان مسئول

madmen with power

دیوانگان با قدرت

madmen running wild

دیوانگانی که بی‌مهار در حال سرگردانی هستند

madmen in suits

دیوانگان با کت و شلوار

madmen of genius

دیوانگان نابغه

madmen behind bars

دیوانگان پشت میله‌های زندان

madmen and dreamers

دیوانگان و رویاپردازان

madmen in love

دیوانگان عاشق

جملات نمونه

some people think that artists are madmen.

بعضی از مردم فکر می‌کنند که هنرمندان دیوانه‌اند.

the madmen in the story created chaos everywhere.

دیوانه‌های داستان هر جا هرج و مرج به وجود آوردند.

they called him a madman for his wild ideas.

او را به خاطر ایده‌های وحشیانه‌اش دیوانه صدا زدند.

in the movie, the madmen plotted to take over the city.

در فیلم، دیوانه‌ها برای تصرف شهر نقشه‌کشی کردند.

madmen often challenge societal norms.

دیوانه‌ها اغلب هنجارهای اجتماعی را به چالش می‌کشند.

the madmen laughed as they executed their plan.

دیوانه‌ها در حالی که طرح خود را اجرا می‌کردند، می‌خندیدند.

he was labeled a madman for his unconventional methods.

او به خاطر روش‌های غیرمتداولش به عنوان دیوانه شناخته شد.

madmen can sometimes be the most creative thinkers.

دیوانه‌ها گاهی اوقات می‌توانند خلاق‌ترین متفکران باشند.

the madmen gathered in the abandoned warehouse.

دیوانه‌ها در انباری متروکه جمع شدند.

people often fear what they don't understand, like madmen.

مردم اغلب از آنچه نمی‌فهمند می‌ترسند، مانند دیوانه‌ها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید