magnanimities

[ایالات متحده]/mæɡˈnænɪmɪtiz/
[بریتانیا]/mæɡˈnænɪˌmɪtiz/

ترجمه

n. عمل‌های سخاوتمندانه و نجیب؛ اعمال بلندنظری

عبارات و ترکیب‌ها

great magnanimities

عمال سخاوت زیاد

acts of magnanimities

اقدامات سخاوت

showing magnanimities

نشان دادن سخاوت

magnanimities in leadership

سخاوت در رهبری

magnanimities of spirit

سخاوت روح

embracing magnanimities

پذیرش سخاوت

magnanimities towards others

سخاوت نسبت به دیگران

magnanimities in conflict

سخاوت در منازعه

magnanimities of heart

سخاوت دل

exhibiting magnanimities

نشان دادن سخاوت

جملات نمونه

his magnanimities in forgiving past mistakes are commendable.

بزرگ‌منشی او در بخشیدن اشتباهات گذشته قابل تحسین است.

she showed great magnanimities towards her rivals.

او با بزرگی روح نسبت به رقبایش رفتار کرد.

the magnanimities of the donors helped the charity thrive.

بزرگ‌منشی اهداکنندگان به رونق سازمان خیریه کمک کرد.

his magnanimities were evident in his willingness to help others.

بزرگ‌منشی او در تمایلش به کمک به دیگران آشکار بود.

magnanimities in leadership can inspire loyalty among team members.

بزرگ‌منشی در رهبری می‌تواند باعث ایجاد وفاداری در بین اعضای تیم شود.

she displayed magnanimities by sharing her success with others.

او با به اشتراک گذاشتن موفقیت خود با دیگران، بزرگی روح خود را نشان داد.

the magnanimities of his character made him well-liked.

بزرگ‌منشی شخصیت او باعث شد که او محبوب باشد.

in times of conflict, magnanimities can pave the way for peace.

در زمان درگیری، بزرگی روح می‌تواند راه را برای صلح هموار کند.

her magnanimities were recognized during the award ceremony.

بزرگی روح او در مراسم اهدای جوایز مورد توجه قرار گرفت.

magnanimities in friendship can strengthen bonds between people.

بزرگی روح در دوستی می‌تواند پیوندها را بین مردم تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید