magnum

[ایالات متحده]/'mægnəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بطری بزرگ برای شراب یا نوشیدنی‌های الکلی (ظرفیت ۱.۵ لیتر)؛ یک استخوان بزرگ در سر.
Word Forms
جمعmagnums

عبارات و ترکیب‌ها

Magnum ice cream

آب‌نبات Magnum

Magnum revolver

تفنگ Magnum

magnum opus

اثر برجسته

foramen magnum

سوراخ بزرگ مغز

جملات نمونه

I don't hold with foreigners, leastways not here in King's Magnum Parva.

من با مردم بیگانه موافق نیستم، حداقل اینجا در King's Magnum Parva.

He ordered a magnum of champagne for the celebration.

او یک بطری بزرگ شامپاین برای جشن سفارش داد.

The detective found a magnum revolver at the crime scene.

مامور پلیس یک مسلسل بزرگ در صحنه جرم پیدا کرد.

She bought a magnum ice cream to share with her friends.

او یک بستنی بزرگ خرید تا با دوستانش تقسیم کند.

The magnum opus of the artist was displayed in the museum.

اثر برجسته هنرمند در موزه به نمایش گذاشته شد.

The chef prepared a magnum of sauce for the large party.

سرآشپز یک بطری بزرگ سس برای مهمانی بزرگ آماده کرد.

He owns a magnum collection of vintage cars.

او یک مجموعه بزرگ از اتومبیل های قدیمی دارد.

The author's latest novel is expected to be a magnum opus.

انتظار می‌رود رمان جدید نویسنده یک اثر برجسته باشد.

The winery released a limited edition magnum bottle of wine.

شرکت تولید شراب یک بطری بزرگ محدود از شراب منتشر کرد.

The director's magnum opus received critical acclaim.

اثر برجسته کارگردان مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

She won a magnum of champagne in the raffle.

او یک بطری بزرگ شامپاین را در قرعه کشی برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید