maha

[ایالات متحده]/ˈmɑːhɑː/
[بریتانیا]/ˈmɑːhɑː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لنگور صورت بنفش; لنگور صورت بنفش
Word Forms
جمعmahas

عبارات و ترکیب‌ها

maha power

قدرت مه

maha mantra

مانترا مه

maha festival

جشنواره مه

maha journey

سفر مه

maha spirit

روح مه

maha event

رویداد مه

maha experience

تجربه مه

maha energy

انرژی مه

maha vision

چشم انداز مه

maha insight

بینش مه

جملات نمونه

she has a maha sense of style.

او حس استایل ماهایی دارد.

he is known for his maha cooking skills.

او به خاطر مهارت های آشپزی ماهایی اش معروف است.

the maha festival attracted many visitors.

جشنواره ماهایی بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جذب کرد.

they had a maha celebration for their anniversary.

آنها یک جشن مایی برای سالگرد عروسیشان برگزار کردند.

her maha performance left the audience in awe.

اجرای مایی او مخاطبان را شگفت زده کرد.

we need a maha plan to tackle this project.

ما به یک برنامه مایی برای مقابله با این پروژه نیاز داریم.

he gave a maha speech that inspired everyone.

او یک سخنرانی مایی داد که الهام بخش همه بود.

the maha landscape took our breath away.

منظره مایی نفس ما را گرفت.

she has a maha talent for music.

او استعداد مایی در موسیقی دارد.

the maha project aims to improve community health.

هدف پروژه مایی بهبود سلامت جامعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید