mainlander

[ایالات متحده]/ˈmeɪnˌlændə/
[بریتانیا]/ˈmeɪnˌlændər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از سرزمین اصلی، به ویژه در تضاد با افرادی از جزایر یا مناطق دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

mainlander tourist

گردشگر اصلیت

mainlander culture

فرهنگ اصلیت

mainlander food

غذاهای اصلیت

mainlander perspective

دیدگاه اصلیت

mainlander lifestyle

سبک زندگی اصلیت

mainlander economy

اقتصاد اصلیت

mainlander relations

روابط اصلیت

mainlander issues

مشکلات اصلیت

mainlander identity

هویت اصلیت

mainlander influence

تاثیرگذاری اصلیت

جملات نمونه

the mainlander visited the island for the first time.

ساکن اصلی برای اولین بار از جزیره دیدن کرد.

many mainlanders enjoy the local cuisine.

بسیاری از ساکنان اصلی از غذاهای محلی لذت می برند.

the mainlander shared stories about life on the mainland.

ساکن اصلی داستان هایی در مورد زندگی در سرزمین اصلی به اشتراک گذاشت.

as a mainlander, he found the culture fascinating.

همانطور که یک ساکن اصلی بود، فرهنگ را جذاب یافت.

mainlanders often travel to the islands for vacations.

ساکنان اصلی اغلب برای تعطیلات به جزایر سفر می کنند.

the mainlander's perspective was different from the locals.

دیدگاه ساکن اصلی با مردم محلی متفاوت بود.

she met a mainlander who spoke fluent english.

او با یک ساکن اصلی که به طور روان انگلیسی صحبت می کرد، ملاقات کرد.

many mainlanders are interested in learning about local traditions.

بسیاری از ساکنان اصلی به یادگیری در مورد سنت های محلی علاقه مند هستند.

the mainlander expressed a desire to explore more.

ساکن اصلی تمایل به کشف بیشتر را ابراز کرد.

mainlanders often face challenges when adapting to new environments.

ساکنان اصلی اغلب هنگام سازگاری با محیط های جدید با چالش ها روبرو می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید