malacias in action
مالاشیا در عمل
malacias exposed
مالاشیا افشا شد
malacias revealed
مالاشیا آشکار شد
malacias detected
مالاشیا شناسایی شد
malacias reported
گزارش مالاشیا
malacias investigated
بررسی مالاشیا
malacias uncovered
مالاشیا کشف شد
malacias addressed
مالاشیا رسیدگی شد
malacias identified
مالاشیا مشخص شد
malacias discussed
بحث درباره مالاشیا
they used malacias to deceive the customers.
آنها از مَلاکیات برای فریب دادن مشتریان استفاده کردند.
his malacias were discovered by the authorities.
مَلاکیات او توسط مقامات کشف شد.
she felt guilty for her past malacias.
او به خاطر مَلاکیات گذشته خود احساس گناه کرد.
malacias can lead to serious consequences.
مَلاکیات میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he always plays malacias on his friends.
او همیشه با دوستانش مَلاکیات میکند.
malacias are often seen as harmless fun.
مَلاکیات اغلب به عنوان تفریح بی ضرر تلقی می شود.
she regretted her malacias during the party.
او در طول مهمانی از مَلاکیات خود پشیمان بود.
they laughed off the malacias, thinking it was a joke.
آنها مَلاکیات را نادیده گرفتند و فکر کردند این یک شوخی است.
malacias can sometimes hurt people's feelings.
مَلاکیات گاهی اوقات می تواند احساسات مردم را جریحه دار کند.
he was known for his clever malacias.
او به خاطر مَلاکیات باهوش خود شناخته می شد.
malacias in action
مالاشیا در عمل
malacias exposed
مالاشیا افشا شد
malacias revealed
مالاشیا آشکار شد
malacias detected
مالاشیا شناسایی شد
malacias reported
گزارش مالاشیا
malacias investigated
بررسی مالاشیا
malacias uncovered
مالاشیا کشف شد
malacias addressed
مالاشیا رسیدگی شد
malacias identified
مالاشیا مشخص شد
malacias discussed
بحث درباره مالاشیا
they used malacias to deceive the customers.
آنها از مَلاکیات برای فریب دادن مشتریان استفاده کردند.
his malacias were discovered by the authorities.
مَلاکیات او توسط مقامات کشف شد.
she felt guilty for her past malacias.
او به خاطر مَلاکیات گذشته خود احساس گناه کرد.
malacias can lead to serious consequences.
مَلاکیات میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he always plays malacias on his friends.
او همیشه با دوستانش مَلاکیات میکند.
malacias are often seen as harmless fun.
مَلاکیات اغلب به عنوان تفریح بی ضرر تلقی می شود.
she regretted her malacias during the party.
او در طول مهمانی از مَلاکیات خود پشیمان بود.
they laughed off the malacias, thinking it was a joke.
آنها مَلاکیات را نادیده گرفتند و فکر کردند این یک شوخی است.
malacias can sometimes hurt people's feelings.
مَلاکیات گاهی اوقات می تواند احساسات مردم را جریحه دار کند.
he was known for his clever malacias.
او به خاطر مَلاکیات باهوش خود شناخته می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید