malarious areas
منطقههای مالاریایی
highly malarious
بسیار مالاریایی
malarious climate
اقلیم مالاریایی
was malarious
مالاریایی بود
malarious region
منطقه مالاریایی
remain malarious
مالاریایی ماند
malariously prone
خیلی مالاریایی
malarious zone
منطقه مالاریایی
becoming malarious
در حال شدن مالاریایی
malarious risk
خطر مالاریایی
the region is malarious, requiring preventative medication for visitors.
این منطقه مبتلا به مالاریا میباشد و نیاز به داروی پیشگیرانه برای بازدیدکنندگان دارد.
living in a malarious area necessitates mosquito control measures.
زندگی در منطقهای مبتلا به مالاریا نیازمند اقدامات کنترل حشرات گوشتخوار دارد.
the doctor warned of a malarious environment in the jungle.
پزشک در مورد محیط مبتلا به مالاریا در جنگل هشدار داد.
travelers to the malarious zone should consult their physician.
مسافرانی که به منطقه مبتلا به مالاریا میروند باید با پزشک خود مشورت کنند.
the stagnant water created a malarious breeding ground for mosquitoes.
آبهای متوقف شده یک زمینه تولید مثل حشرات گوشتخوار مبتلا به مالاریا ایجاد کرد.
we researched the area and found it to be highly malarious.
ما این منطقه را مورد تحقیق قرار دادیم و متوجه شدیم که به شدت مبتلا به مالاریا است.
the malarious conditions made camping uncomfortable and risky.
شرایط مبتلا به مالاریا امکان اسکان در آن را ناگهانی و خطرناک کرد.
the survey identified several malarious hotspots in the province.
بررسی چندین نقطه گرم مبتلا به مالاریا در این استان را شناسایی کرد.
despite precautions, the expedition encountered a malarious situation.
در این سفر، با وجود اقدامات پیشگیرانه، با شرایط مبتلا به مالاریا مواجه شدند.
the local population is well aware of the malarious risks.
جمعیت محلی به خوبی از خطرات مبتلا به مالاریا آگاه است.
the area's malarious reputation deters many tourists.
معروف بودن این منطقه به مبتلا بودن به مالاریا بسیاری از گردشگران را باز میدارد.
malarious areas
منطقههای مالاریایی
highly malarious
بسیار مالاریایی
malarious climate
اقلیم مالاریایی
was malarious
مالاریایی بود
malarious region
منطقه مالاریایی
remain malarious
مالاریایی ماند
malariously prone
خیلی مالاریایی
malarious zone
منطقه مالاریایی
becoming malarious
در حال شدن مالاریایی
malarious risk
خطر مالاریایی
the region is malarious, requiring preventative medication for visitors.
این منطقه مبتلا به مالاریا میباشد و نیاز به داروی پیشگیرانه برای بازدیدکنندگان دارد.
living in a malarious area necessitates mosquito control measures.
زندگی در منطقهای مبتلا به مالاریا نیازمند اقدامات کنترل حشرات گوشتخوار دارد.
the doctor warned of a malarious environment in the jungle.
پزشک در مورد محیط مبتلا به مالاریا در جنگل هشدار داد.
travelers to the malarious zone should consult their physician.
مسافرانی که به منطقه مبتلا به مالاریا میروند باید با پزشک خود مشورت کنند.
the stagnant water created a malarious breeding ground for mosquitoes.
آبهای متوقف شده یک زمینه تولید مثل حشرات گوشتخوار مبتلا به مالاریا ایجاد کرد.
we researched the area and found it to be highly malarious.
ما این منطقه را مورد تحقیق قرار دادیم و متوجه شدیم که به شدت مبتلا به مالاریا است.
the malarious conditions made camping uncomfortable and risky.
شرایط مبتلا به مالاریا امکان اسکان در آن را ناگهانی و خطرناک کرد.
the survey identified several malarious hotspots in the province.
بررسی چندین نقطه گرم مبتلا به مالاریا در این استان را شناسایی کرد.
despite precautions, the expedition encountered a malarious situation.
در این سفر، با وجود اقدامات پیشگیرانه، با شرایط مبتلا به مالاریا مواجه شدند.
the local population is well aware of the malarious risks.
جمعیت محلی به خوبی از خطرات مبتلا به مالاریا آگاه است.
the area's malarious reputation deters many tourists.
معروف بودن این منطقه به مبتلا بودن به مالاریا بسیاری از گردشگران را باز میدارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید