malarkey

[ایالات متحده]/mə'lɑːkɪ/
[بریتانیا]/məˈlɑrki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌معنی؛ سخنان عمدتاً گمراه‌کننده یا فریبنده.

جملات نمونه

Stop talking that malarkey and focus on your work.

متوقف شو و از حرف زدن مزخرفه‌ها دست بکش و روی کارت تمرکز کن.

I don't have time for your malarkey.

وقت حرف زدن مزخرفه‌ها را ندارم.

Don't believe everything he says, it's just malarkey.

نبايد به همه حرف‌هايش باور كني، فقط مزخرفه است.

She's always full of malarkey.

او همیشه پر از مزخرفه است.

I can see through your malarkey.

میتونم بفهمم که داری مزخرفه میگی.

Enough with the malarkey, let's get down to business.

با مزخرفه ها بس كن، بریم سر اصل مطلب.

His excuses are just malarkey.

بهانه‌هایش فقط مزخرفه است.

I'm tired of listening to his malarkey.

از شنیدن مزخرفه هاش خسته شدم.

You can't fool me with your malarkey.

نمی‌تونی با مزخرفه هات گولم بزنی.

The whole story was nothing but malarkey.

کل داستان چیزی جز مزخرفه نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید