malemute

[ایالات متحده]/ˈmælimuːt/
[بریتانیا]/ˈmælimuːt/

ترجمه

n. یک نژاد سگ کشیک از الاسکا
شکل‌های واژه
جمعmalemutes

جملات نمونه

the alaskan malemute is known for its strength and endurance.

مالاموت آلاسکا به دلیل قدرت و تحملش معروف است.

a malemute puppy requires consistent training from a young age.

یک جوجه مالاموت نیاز به تمرین منظم از سن زود است.

he decided to adopt a malemute from the local shelter.

او تصمیم گرفت یک مالاموت را از مراکز اسکیت محلی به عنوان خانواده بگیرد.

the malemute pulled the sled effortlessly through the deep snow.

مالاموت بدون هیچ مشکلی از روی برف‌های زیاد کریدن را کشید.

daily brushing is necessary to maintain a malemute's thick coat.

شستن روزانه برای حفظ پوست ضخیم مالاموت ضروری است.

the malemute howled loudly at the rising full moon.

مالاموت در زمان ماه پُر به شدید صدا درآمد.

because of its high energy, the malemute needs a large yard.

به دلیل انرژی بالا، مالاموت نیاز به یک فضای بزرگ دارد.

the malemute is often confused with the siberian husky.

مالاموت اغلب با سیبیری هوسکی اشتباه گرفته می‌شود.

a malemute is a loyal companion and affectionate family member.

مالاموت یک همراه وفادار و عاشق خانواده است.

professional groomers can handle the heavy shedding of a malemute.

گیمرهای حرفه‌ای می‌توانند پوست‌ریزی زیاد مالاموت را مدیریت کنند.

the malemute carried a heavy pack during the hiking trip.

مالاموت در طی سفر کوه‌نوردی یک بار سنگین را حمل کرد.

historically, the malemute was bred by the mahlemut tribe.

تاریخی، مالاموت توسط قبله مهلموت پرورش داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید