mamas

[ایالات متحده]/ˈmɑːməz/
[بریتانیا]/ˈmɑːməz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح غیررسمی برای مادر؛ (ماما) یک نام خاص؛ استفاده شده در توگو، زامبیا، بنین

عبارات و ترکیب‌ها

mamas boy

پسرم مادرانه

mamas kitchen

آشپزخانه مادر

mamas love

عشق مادرانه

mamas hug

آغوش مادر

mamas advice

توصیه مادر

mamas voice

صدای مادر

mamas hands

دست‌های مادر

mamas heart

قلب مادر

mamas smile

لبخند مادر

mamas wisdom

حکمت مادر

جملات نمونه

mamas always know how to make their children smile.

مادرها همیشه می‌دانند چگونه لبخند را به چهره فرزندانشان هدیه دهند.

many mamas share their favorite recipes with friends.

بسیاری از مادرها دستور العمل‌های مورد علاقه خود را با دوستانشان به اشتراک می‌گذارند.

mamas often have a special bond with their kids.

مادرها اغلب پیوند خاصی با فرزندانشان دارند.

some mamas work hard to provide for their families.

برخی از مادرها سخت تلاش می‌کنند تا برای خانواده خود فراهم کنند.

mamas love to celebrate their children's achievements.

مادرها عاشق جشن گرفتن دستاوردهای فرزندانشان هستند.

every mama has her own parenting style.

هر مادر سبک فرزندپروری خاص خود را دارد.

mamas often give the best advice.

مادرها اغلب بهترین مشاور هستند.

many mamas enjoy spending time with their friends.

بسیاری از مادرها از گذراندن وقت با دوستان خود لذت می‌برند.

mamas teach their children important life lessons.

مادرها درس‌های مهم زندگی را به فرزندان خود آموزش می‌دهند.

support from other mamas can be invaluable.

حمایت از سایر مادران می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید