mamboing

[ایالات متحده]/ˈmæm.bəʊ.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmæm.boʊ.ɪŋ/

ترجمه

v. عمل رقصیدن مامبو؛ اجرا یا شرکت در موسیقی مامبو

عبارات و ترکیب‌ها

mamboing along

در حال رقصیدن امبو

mamboing away

در حال دور شدن و رقصیدن امبو

mamboing together

در حال رقصیدن امبو با هم

mamboing it up

در حال بالا بردن رقص امبو

mamboing solo

رقص امبو به تنهایی

mamboing freely

رقص امبو آزادانه

mamboing night

شب رقص امبو

mamboing party

جشن رقص امبو

mamboing vibes

فضای رقص امبو

mamboing scene

صحنه رقص امبو

جملات نمونه

we spent the evening mamboing at the dance club.

ما شام را در باشگاه رقص به رقصیدن مambo پرداختیم.

she loves mamboing to the rhythm of the music.

او عاشق رقصیدن مambo همراه با ریتم موسیقی است.

after a few lessons, he became quite good at mamboing.

پس از چند درس، او در رقصیدن مambo بسیار خوب شد.

the instructor taught us how to start mamboing smoothly.

مربی به ما نشان داد که چگونه به طور روان مambo شروع کنیم.

they organized a competition for the best mamboing pair.

آنها مسابقه‌ای برای بهترین زوج رقصنده‌ی مambo برگزار کردند.

we practiced mamboing for hours before the performance.

ما قبل از اجرا ساعت‌ها برای رقصیدن مambo تمرین کردیم.

mamboing is a fun way to exercise and socialize.

رقصیدن مambo یک راه سرگرم‌کننده برای ورزش کردن و معاشرت است.

he impressed everyone with his mamboing skills.

او با مهارت‌های رقص مambo همه را تحت تاثیر قرار داد.

they often go out mamboing on friday nights.

آنها اغلب در شب‌های جمعه برای رقصیدن مambo بیرون می‌روند.

the music was so lively that we couldn't stop mamboing.

موسیقی آنقدر پرانرژی بود که نتوانستیم رقصیدن مambo را متوقف کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید