mammee

[ایالات متحده]/mæmiː/
[بریتانیا]/mæmi/

ترجمه

n. درخت سیب مامی، میوه آن؛ سیب مامی (درختی گرمسیری از قاره‌های آمریکا)
Word Forms
جمعmammees

عبارات و ترکیب‌ها

mammee apple

سیب ماممی

mammee tree

درخت ماممی

mammee fruit

میوه ماممی

mammee flavor

طعم ماممی

mammee juice

آب میوه ماممی

mammee seeds

دانه‌های ماممی

mammee tree's

درخت ماممی

mammee taste

طعم ماممی

mammee variety

نوع ماممی

mammee harvest

برداشت ماممی

جملات نمونه

the mammee apple is sweet and delicious.

سیب مامِی شیرین و خوشمزه است.

she made a smoothie with mammee and banana.

او یک اسموتی با میوه مامِی و موز درست کرد.

we found a mammee tree in the garden.

ما یک درخت مامِی در باغ پیدا کردیم.

the mammee fruit is rich in vitamins.

میوه مامِی سرشار از ویتامین است.

he enjoys eating fresh mammee during summer.

او از خوردن میوه مامِی تازه در تابستان لذت می برد.

mammee is often used in tropical desserts.

میوه مامِی اغلب در دسرهای استوایی استفاده می شود.

they sell mammee at the local farmers' market.

آنها میوه مامِی را در بازار کشاورزان محلی می فروشند.

she learned how to cook with mammee from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه با میوه مامِی از مادربزرگش آشپزی کند.

mammee trees thrive in warm climates.

درختان مامِی در آب و هوای گرم رشد می کنند.

he planted a mammee seed in his backyard.

او یک دانه مامِی را در حیاط پشتی خود کاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید