mammons

[ایالات متحده]/ˈmæmənz/
[بریتانیا]/ˈmæmənz/

ترجمه

n. ثروت که به عنوان تأثیر شر یا بت در نظر گرفته می‌شود؛ طمع به ثروت

عبارات و ترکیب‌ها

mammons of greed

حریصان ممد

worship mammons

عبادت ممد

mammons of wealth

ثروت‌های ممد

serve mammons

خدمت به ممد

mammons of money

پول‌های ممد

mammons of power

قدرت‌های ممد

mammons of success

موفقیت‌های ممد

mammons of materialism

مادی‌گرایی‌های ممد

fear mammons

ترس از ممد

mammons of influence

نفوذ ممد

جملات نمونه

many people are driven by the pursuit of mammons.

بسیاری از مردم تحت تأثیر جستجوی مَامون قرار دارند.

he realized that chasing mammons was not the key to happiness.

او متوجه شد که تعقیب مَامون کلید خوشبختی نیست.

in modern society, the influence of mammons is undeniable.

در جوامع امروزی، تأثیرگذاری مَامون غیرقابل انکار است.

people often sacrifice their values for the sake of mammons.

مردم اغلب ارزش‌های خود را فدای مَامون می‌کنند.

she believed that true success is not measured by mammons.

او معتقد بود که موفقیت واقعی را نمی‌توان با مَامون سنجید.

his obsession with mammons led to a lonely life.

وسواس او با مَامون باعث یک زندگی تنهایی شد.

they invested their time in pursuits beyond just mammons.

آنها وقت خود را در فعالیت‌هایی غیر از صرفاً مَامون سرمایه‌گذاری کردند.

she warned him that mammons can't buy love.

او به او هشدار داد که مَامون نمی‌تواند عشق را بخرد.

in the end, he realized that chasing mammons was futile.

در نهایت، او متوجه شد که تعقیب مَامون بی‌فایده است.

he learned that relationships are more valuable than mammons.

او یاد گرفت که روابط از مَامون با ارزش‌تر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید