mandorla

[ایالات متحده]/ˈmændəʊlə/
[بریتانیا]/ˈmændɔːr.lə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنل تزئینی به شکل بادام یا هاله‌ای که دور یک figura در هنر مذهبی قرار دارد

عبارات و ترکیب‌ها

golden mandorla

mandorla طلایی

mandorla shape

شکل بادام

mandorla arch

طاقچه بادام

mandorla light

نور بادام

mandorla design

طراحی بادام

mandorla symbol

نماد بادام

mandorla motif

الگوی بادام

mandorla effect

اثر بادام

mandorla pattern

الگو بادام

mandorla form

فرم بادام

جملات نمونه

the artist painted a beautiful mandorla around the figure.

هنرمند یک «مندرلا» زیبا در اطراف تصویر کشید.

in religious art, the mandorla often symbolizes divine presence.

در هنر مذهبی، «مندرلا» اغلب نمایانگر حضور الهی است.

she wore a necklace with a mandorla pendant.

او یک گردنبند با آویز «مندرلا» به تن داشت.

the mandorla is a common motif in medieval iconography.

«مندرلا» یک طرح رایج در نمادپردازی قرون وسطی است.

they discussed the significance of the mandorla in their artwork.

آنها درباره اهمیت «مندرلا» در آثار هنری خود بحث کردند.

artists often use a mandorla to frame their subjects.

هنرمندان اغلب از «مندرلا» برای قاب‌بندی موضوعات خود استفاده می‌کنند.

the mandorla represents the intersection of heaven and earth.

«مندرلا» نشان‌دهنده تقاطع بهشت و زمین است.

she admired the intricate designs within the mandorla.

او به طرح‌های پیچیده درون «مندرلا» علاقه داشت.

the mandorla can be seen in many ancient sculptures.

«مندرلا» را می‌توان در بسیاری از مجسمه‌های باستانی دید.

he explained the use of mandorla in contemporary art.

او از نحوه استفاده از «مندرلا» در هنر معاصر توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید