maneuvers

[ایالات متحده]/məˈnjuːvəz/
[بریتانیا]/məˈnuːvərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استراتژی‌ها یا تاکتیک‌ها؛ حقه‌ها یا طرح‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

military maneuvers

مانورهای نظامی

tactical maneuvers

مانورهای تاکتیکی

strategic maneuvers

مانورهای استراتژیک

maneuvers training

آموزش مانور

defensive maneuvers

مانورهای دفاعی

covert maneuvers

مانورهای پنهانی

agile maneuvers

مانورهای چابک

complex maneuvers

مانورهای پیچیده

air maneuvers

مانورهای هوایی

emergency maneuvers

مانورهای اضطراری

جملات نمونه

he skillfully maneuvers through the crowded streets.

او به طور ماهرانه از میان خیابان‌های شلوغ عبور می‌کند.

the pilot executed complex maneuvers during the flight.

خلبان مانورهای پیچیده را در طول پرواز انجام داد.

she maneuvers her way through tricky negotiations.

او با مهارت از میان مذاکرات دشوار عبور می‌کند.

the car maneuvers easily around the tight corners.

ماشین به راحتی دور پیچ‌های تند مانور می‌دهد.

he uses various maneuvers to outsmart his opponents.

او از روش‌های مختلف برای شکست دادن حریفانش استفاده می‌کند.

the army practiced maneuvers for the upcoming exercise.

ارتش برای تمرین آتی، مانورها را تمرین کرد.

she maneuvers her schedule to fit in more meetings.

او برنامه خود را طوری تنظیم می‌کند تا بتواند جلسات بیشتری را در آن بگنجاند.

the dog performed impressive maneuvers during the training.

سگ در طول تمرین مانورهای چشمگیری انجام داد.

he maneuvers the boat through the narrow channel.

او قایق را از طریق کانال باریک عبور می‌دهد.

the chess player maneuvers his pieces strategically.

بازیکن شطرنج مهره‌های خود را به طور استراتژیک مانور می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید