manicuring

[ایالات متحده]/ˈmænɪkjʊərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmænɪkjʊrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تمیز کردن و شکل دادن به ناخن‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

manicuring nails

آرایش ناخن

manicuring services

خدمات ناخن‌آرایی

manicuring tools

ابزارهای ناخن‌آرایی

manicuring salon

سالن ناخن‌آرایی

manicuring techniques

تکنیک‌های ناخن‌آرایی

manicuring process

فرآیند ناخن‌آرایی

manicuring kit

کیت ناخن‌آرایی

manicuring session

جلسه ناخن‌آرایی

manicuring expert

متخصص ناخن‌آرایی

manicuring practice

تمرین ناخن‌آرایی

جملات نمونه

she enjoys manicuring her nails every week.

او از مرتب کردن ناخن هایش هر هفته لذت می برد.

manicuring can be a relaxing way to unwind.

مرتب کردن ناخن ها می تواند راهی آرامش بخش برای ریلکس کردن باشد.

he learned the art of manicuring from his mother.

او هنر مرتب کردن ناخن را از مادرش یاد گرفت.

manicuring involves shaping and polishing the nails.

مرتب کردن ناخن ها شامل شکل دادن و صیقل دادن ناخن ها می شود.

many salons offer manicuring services.

سالن های زیادی خدمات مرتب کردن ناخن ارائه می دهند.

manicuring is essential for a polished look.

مرتب کردن ناخن ها برای داشتن ظاهری آراسته ضروری است.

she decided to take a manicuring course.

او تصمیم گرفت در یک دوره مرتب کردن ناخن شرکت کند.

manicuring can enhance the appearance of your hands.

مرتب کردن ناخن ها می تواند ظاهر دستان شما را بهبود بخشد.

he prefers diy manicuring at home.

او ترجیح می دهد مرتب کردن ناخن را در خانه به صورت DIY انجام دهد.

manicuring tools should be kept clean and sanitized.

ابزارهای مرتب کردن ناخن باید تمیز و ضدعفونی شده نگه داشته شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید