filing cabinet
کابینت بایگانی
filing system
سیستم بایگانی
filing documents
بایگانی اسناد
filing deadline
مهلت تحویل
filing date
تاریخ تحویل
She was filing her nails.
او داشت ناخن هایش را لاک می زد.
filing cabinets with socle;
کابینتهای بایگانی با پایه;
Filing papers at the office is a tedious job.
پر کردن مدارک در دفتر کار یک کار خستهکننده است.
amateurs were gradually being shunted to filing jobs.
افراد آماتور به تدریج به مشاغل بایگانی منتقل میشدند.
followed set procedures for filing a grievance.
طبق رویههای مشخص برای ثبت شکایت عمل کردیم.
He castigated the secretaries for their sloppy job of filing.
او به خاطر کار نامرتب آنها در بایگانی، منشی ها را مورد سرزنش قرار داد.
The Magnetic Field Projectual is a sturdy, transparent acrylic case that holds iron filings in a special viscous fluid.
پروژه میدان مغناطیسی یک محفظه اکریلیک محکم و شفاف است که حاوی ذرات آهنی در یک سیال ویسکوز خاص است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید