buffing

[ایالات متحده]/ˈbʌfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʌfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل براق کردن یا صاف کردن یک سطح برای درخشان کردن آن.
v. براق کردن یا صاف کردن یک سطح برای درخشان کردن آن.

عبارات و ترکیب‌ها

buffing tool

ابزار پولیش

buffing pad

پد پولیش

buffing compound

مواد پولیش

buffing machine

دستگاه پولیش

buffing process

فرآیند پولیش

buffing cloth

پارچه پولیش

buffing service

خدمات پولیش

buffing technique

تکنیک پولیش

buffing finish

پوشش پولیش

buffing application

کاربرد پولیش

جملات نمونه

he spent hours buffing his car to a shiny finish.

او ساعت‌ها وقت صرف پرداخت ماشین خود کرد تا به درخشانی برسد.

buffing the furniture can bring back its original luster.

پرداخت وسایل می‌تواند درخشش اصلی آن‌ها را بازگرداند.

she enjoys buffing her nails to keep them looking neat.

او از پرداخت ناخن‌هایش لذت می‌برد تا آن‌ها را مرتب نگه دارد.

they are buffing the floors before the big event.

آن‌ها قبل از رویداد بزرگ کف‌ها را پرداخت می‌کنند.

buffing up your resume can help you land the job.

بهبود رزومه شما با پرداخت می‌تواند به شما در گرفتن شغل کمک کند.

he is buffing his skills to prepare for the competition.

او در حال تقویت مهارت‌های خود برای آمادگی برای مسابقه است.

buffing the edges of the paper makes it safer to handle.

پرداخت لبه‌های کاغذ باعث می‌شود تا حمل آن ایمن‌تر باشد.

she is buffing the image to enhance its quality.

او در حال پرداخت تصویر است تا کیفیت آن را افزایش دهد.

he is buffing his knowledge of the subject for the exam.

او دانش خود را در مورد موضوع برای امتحان تقویت می‌کند.

buffing the surface can help remove scratches.

پرداخت سطح می‌تواند به از بین بردن خراش‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید