manlike

[ایالات متحده]/ˈmænlaɪk/
[بریتانیا]/ˈmænlaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مردانه به نظر می‌رسد; دارای ویژگی‌های مردانه
adv. به شیوه‌ای مردانه

عبارات و ترکیب‌ها

manlike strength

قدرت مردانه

manlike behavior

رفتار مردانه

manlike appearance

ظاهر مردانه

manlike qualities

ویژگی‌های مردانه

manlike figure

اندام مردانه

manlike courage

شجاعت مردانه

manlike demeanor

رفتار و منش مردانه

manlike resolve

اراده مردانه

manlike traits

نشانه‌های مردانه

manlike instincts

غریزه مردانه

جملات نمونه

he has a manlike strength that impresses everyone.

او دارای قدرتی مردانه است که همه را تحت تأثیر قرار می دهد.

her manlike determination helped her achieve her goals.

تعیین نظر مردانه او به او کمک کرد تا به اهداف خود برسد.

the character in the movie had a manlike demeanor.

شخصیت فیلم رفتاری مردانه داشت.

he approached the problem with a manlike confidence.

او با اعتماد به نفس مردانه به حل مشکل پرداخت.

his manlike behavior often surprises his friends.

رفتار مردانه او اغلب دوستانش را شگفت زده می کند.

she displayed a manlike resilience during tough times.

او در زمان های سخت، مقاومت مردانه از خود نشان داد.

the athlete's manlike physique was admired by many.

اندام مردانه ورزشکار مورد تحسین بسیاری قرار گرفت.

his manlike approach to leadership inspired his team.

رویکرد مردانه او به رهبری تیمش را الهام بخشید.

she often jokes about her manlike interests in sports.

او اغلب در مورد علایق مردانه خود در ورزش شوخی می کند.

his manlike charm made him popular among peers.

جاذبه مردانه او باعث محبوبیت او در بین همسالان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید