mantelshelves

[ایالات متحده]/ˈmæntəlʃɛlvz/
[بریتانیا]/ˈmæntəlˌʃɛlvz/

ترجمه

n. قفسه‌ای بالای شومینه

عبارات و ترکیب‌ها

mantelshelves decor

تزئینات شومینه و قفسه

mantelshelves arrangement

چیدمان شومینه و قفسه

mantelshelves styling

استایل شومینه و قفسه

mantelshelves display

نمایش شومینه و قفسه

mantelshelves ideas

ایده های شومینه و قفسه

mantelshelves accessories

لوازم جانبی شومینه و قفسه

mantelshelves organization

سازماندهی شومینه و قفسه

mantelshelves renovation

بازسازی شومینه و قفسه

mantelshelves lighting

نورپردازی شومینه و قفسه

mantelshelves theme

موضوع شومینه و قفسه

جملات نمونه

she decorated the mantelshelves with family photos.

او شومینه ها را با عکس های خانوادگی تزئین کرد.

the mantelshelves were lined with books and candles.

شومینه ها با کتاب و شمع پوشیده شده بودند.

he installed new mantelshelves in the living room.

او شومینه های جدیدی در اتاق نشیمن نصب کرد.

they placed a beautiful clock on the mantelshelves.

آنها یک ساعت زیبا روی شومینه ها قرار دادند.

she loves to change the decor on her mantelshelves seasonally.

او عاشق تغییر دکوراسیون شومینه های خود به صورت فصلی است.

the mantelshelves became a focal point of the room.

شومینه ها به نقطه کانونی اتاق تبدیل شدند.

he placed a vase of flowers on the mantelshelves.

او یک گلدان گل روی شومینه ها قرار داد.

she found antique items to display on her mantelshelves.

او اقلام عتیقه ای برای نمایش روی شومینه های خود پیدا کرد.

the mantelshelves were painted a bright white color.

شومینه ها به رنگ سفید روشن رنگ آمیزی شده بودند.

he carefully arranged the collectibles on the mantelshelves.

او وسایل کلکسیونی را به دقت روی شومینه ها مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید