manuss

[ایالات متحده]/'mɑ:nu:s/
[بریتانیا]/'meinəs/

ترجمه

n.(آناتومی) اندام جلو; دست; اندام پیشین یک حیوان; دست; اقتدار شوهر در حقوق روم; جزیره مانو، مکانی در پاپوآ گینه نو

عبارات و ترکیب‌ها

manuss touch

manuss touch

manuss effect

manuss effect

manuss style

manuss style

manuss design

manuss design

manuss approach

manuss approach

manuss technique

manuss technique

manuss art

manuss art

manuss method

manuss method

manuss gesture

manuss gesture

manuss skill

manuss skill

جملات نمونه

he manuss the project with great care.

او با دقت زیاد روی پروژه کار کرد.

she is known to manuss her time effectively.

او به خاطر استفاده موثر از زمانش شناخته شده است.

they manuss the resources to maximize efficiency.

آنها منابع را برای افزایش کارایی بهینه کردند.

it's important to manuss your finances wisely.

مدیریت مالیات خود به طور عاقلانه مهم است.

the team manuss the workflow to improve productivity.

تیم گردش کار را برای بهبود بهره وری تغییر داد.

he learned to manuss stress through meditation.

او یاد گرفت که از طریق مدیتیشن استرس را مدیریت کند.

she manuss her relationships with care and attention.

او روابط خود را با مراقبت و توجه مدیریت می کند.

they need to manuss their time better for success.

آنها برای موفقیت به مدیریت بهتر زمان خود نیاز دارند.

he manuss his health by exercising regularly.

او با ورزش منظم سلامتی خود را مدیریت می کند.

she will manuss the event to ensure everything runs smoothly.

او رویداد را مدیریت خواهد کرد تا اطمینان حاصل شود همه چیز به خوبی پیش می رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید