marabouts

[ایالات متحده]/ˈmær.ə.baʊt/
[بریتانیا]/ˈmɛr.ə.baʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عزلت‌نشین یا شخصیت مذهبی در اسلام؛ آرامگاه یک ولی مسلمان یا عزلت‌نشین

عبارات و ترکیب‌ها

marabout charm

جاذبه مارابوت

marabout ritual

آیین مارابوت

marabout magic

جادوی مارابوت

marabout spell

طلسم مارابوت

marabout priest

کشیش مارابوت

marabout belief

باور مارابوت

marabout healer

درمانگر مارابوت

marabout tradition

آداب و رسوم مارابوت

marabout community

جامعه مارابوت

marabout influence

تاثیرگذاری مارابوت

جملات نمونه

he visited the marabout for guidance.

او برای راهنمایی مارابات را ملاقات کرد.

the marabout performed a blessing ceremony.

مارابات یک مراسم برکت انجام داد.

she consulted the marabout about her future.

او برای آگاهی از آینده خود با مارابات مشورت کرد.

the village sought the marabout's wisdom.

دهکده به دنبال خرد مارابات بود.

many people believe in the power of the marabout.

بسیاری از مردم به قدرت مارابات اعتقاد دارند.

the marabout offered advice to those in need.

مارابات به کسانی که نیاز داشتند توصیه کرد.

he became a marabout after years of training.

او پس از سال‌ها آموزش به مارابات تبدیل شد.

the marabout's predictions were surprisingly accurate.

پیش‌بینی‌های مارابات به‌طور شگفت‌آوری دقیق بودند.

people traveled far to see the famous marabout.

مردم برای دیدن مارابات مشهور از راه دور سفر کردند.

the marabout's teachings emphasized community and unity.

آموزه‌های مارابات بر اجتماع و وحدت تاکید داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید