marimba

[ایالات متحده]/məˈrɪmbə/
[بریتانیا]/məˈrɪmbə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ساز ضربی که از میله‌های چوبی تشکیل شده و با چکش‌ها ضربه زده می‌شود؛ سازی موسیقایی مشابه با زایلوفون که معمولاً در ارکسترها استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

play marimba

اجرای ماریمبا

marimba music

موسیقی ماریمبا

marimba solo

قطعه تک‌نوازی ماریمبا

marimba ensemble

گروه ماریمبا

marimba player

نوازنده ماریمبا

marimba concert

اجرای کنسرت ماریمبا

marimba teacher

معلم ماریمبا

marimba rhythms

ریتم‌های ماریمبا

marimba techniques

تکنیک‌های ماریمبا

marimba notes

نت‌های ماریمبا

جملات نمونه

the marimba produces a rich, warm sound.

ماریمبا صدایی غنی و گرم تولید می‌کند.

she played the marimba beautifully at the concert.

او به طور زیبا ماریمبا را در کنسرت اجرا کرد.

the marimba is a popular instrument in african music.

ماریمبا یک ساز محبوب در موسیقی آفریقایی است.

learning to play the marimba takes practice.

یادگیری نواختن ماریمبا نیاز به تمرین دارد.

he enjoys composing music for the marimba.

او از ساختن موسیقی برای ماریمبا لذت می‌برد.

the marimba can be played solo or in a group.

می‌توان ماریمبا را به صورت تک‌نوازی یا در یک گروه اجرا کرد.

she joined a marimba band at her school.

او به یک گروه ماریمبا در مدرسه‌اش پیوست.

the marimba's keys are made of wood or synthetic materials.

کلاه‌های ماریمبا از چوب یا مواد مصنوعی ساخته شده‌اند.

he loves the rhythmic patterns created by the marimba.

او عاشق الگوهای ریتمیک ایجاد شده توسط ماریمبا است.

marimba music can bring joy to any gathering.

موسیقی ماریمبا می‌تواند شادی را به هر جمعیتی بیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید