maritally

[ایالات متحده]/ˈmærɪtəli/
[بریتانیا]/ˈmærɪtəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای مربوط به ازدواج یا وضعیت متأهلی

عبارات و ترکیب‌ها

maritally engaged

درگیر از نظر زناشویی

maritally blissful

از نظر زناشویی بسیار خوشحال

maritally challenged

با چالش های زناشویی

maritally stable

از نظر زناشویی پایدار

maritally fulfilled

از نظر زناشویی برآورده شده

maritally connected

از نظر زناشویی مرتبط

maritally supportive

از نظر زناشویی پشتیبانی کننده

maritally committed

متعهد از نظر زناشویی

maritally incompatible

از نظر زناشویی ناسازگار

maritally estranged

از نظر زناشویی جدا شده

جملات نمونه

they are maritally committed to each other.

آنها از نظر زناشویی به یکدیگر متعهد هستند.

she feels maritally secure in their relationship.

او در رابطه آنها از نظر زناشویی احساس امنیت می‌کند.

maritally, they have faced many challenges together.

از نظر زناشویی، آنها با هم با چالش‌های زیادی روبرو شده‌اند.

he is maritally responsible for his family's well-being.

او از نظر زناشویی مسئول رفاه خانواده‌اش است.

they discuss their maritally related issues openly.

آنها مشکلات مربوط به ازدواج خود را به طور آشکارا مورد بحث قرار می‌دهند.

maritally, they support each other's dreams.

از نظر زناشویی، آنها از رویاهای یکدیگر حمایت می‌کنند.

she feels maritally fulfilled in her current life.

او در زندگی فعلی خود از نظر زناشویی احساس رضایت می‌کند.

they are maritally engaged in community service.

آنها از نظر زناشویی در خدمات اجتماعی مشارکت دارند.

maritally, they have built a strong partnership.

از نظر زناشویی، آنها یک مشارکت قوی ایجاد کرده‌اند.

he often reflects on their maritally shared experiences.

او اغلب به تجربیات مشترک زناشویی آنها فکر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید