marjoram

[ایالات متحده]/'mɑːdʒ(ə)rəm/
[بریتانیا]/'mɑrdʒərəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرزنجوش (گیاهی از خانواده نعناع)
شکل‌های واژه
جمعmarjorams

جملات نمونه

She sprinkled marjoram on top of the roasted vegetables.

او زیره به روی سبزیجات کبابی پاشید.

The recipe called for a pinch of marjoram.

دستور غذا به مقدار کمی زیره نیاز داشت.

Marjoram is often used in Mediterranean cuisine.

زیره اغلب در آشپزی مدیترانه ای استفاده می شود.

The marjoram plant has small, fragrant leaves.

گیاه زیره برگ های کوچک و خوشبو دارد.

I like to add marjoram to my pasta dishes.

من دوست دارم به غذاهای پاستا خود زیره اضافه کنم.

The marjoram gave the soup a unique flavor.

زیره طعم منحصر به فردی به سوپ داد.

She grows marjoram in her herb garden.

او زیره را در باغ گیاهان دارویی خود می کارد.

Marjoram is a versatile herb that pairs well with many dishes.

زیره یک گیاه معطر و همه کاره است که با بسیاری از غذاها خوب می شود.

The marjoram plant is easy to care for and grows well in pots.

کاشت گیاه زیره آسان است و به خوبی در گلدان رشد می کند.

The scent of marjoram filled the kitchen as she cooked.

بوی زیره در آشپزخانه پیچید در حالی که او آشپزی می کرد.

نمونه‌های واقعی

This particular variant's spelling was influenced by the herb marjoram and was in the top 25 for baby names in the 1920s.

این نوع خاص از تغییرات املایی تحت تأثیر گیاه رازیانه بود و در دهه 1920 در بین 25 نام محبوب برای نوزادان قرار داشت.

منبع: The importance of English names.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید