marlberries

[ایالات متحده]/['mɑ:lbəri:z]/
[بریتانیا]/['mɑ:lbəri:z]/

ترجمه

n. گیاهی که به عنوان گاو طلای بنفش مخروطی شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fresh marlberries

مárlberries تازه

marlberries jam

ژله مárlberries

marlberries pie

پای مárlberries

marlberries smoothie

اسموتی مárlberries

marlberries tart

تارت مárlberries

marlberries sauce

سس مárlberries

marlberries salad

سالاد مárlberries

marlberries dessert

دسر مárlberries

marlberries extract

عصاره مárlberries

marlberries harvest

برداشت مárlberries

جملات نمونه

we picked fresh marlberries from the bush.

ما مَری‌بِری‌های تازه را از بوته چیدیم.

marlberries are often used in desserts.

مَری‌بِری‌ها اغلب در دسرهای استفاده می‌شوند.

she made a delicious jam with marlberries.

او یک مربای خوشمزه با مَری‌بِری درست کرد.

we enjoyed marlberries during our picnic.

ما از خوردن مَری‌بِری‌ها در پیک‌نیک خود لذت بردیم.

marlberries can be found in the wild.

مَری‌بِری‌ها را می‌توان در طبیعت یافت.

he added marlberries to his smoothie.

او مَری‌بِری را به اسموتی خود اضافه کرد.

the children loved picking marlberries together.

کودکان عاشق چیدن مَری‌بِری‌ها با هم بودند.

she learned how to cultivate marlberries in her garden.

او یاد گرفت که چگونه مَری‌بِری‌ها را در باغ خود کشت کند.

marlberries are rich in antioxidants.

مَری‌بِری‌ها سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها هستند.

we discovered a new recipe featuring marlberries.

ما یک دستور غذای جدید با مَری‌بِری کشف کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید