| جمع | marques |
luxury marque
مارک لوکس
prestigious marque
مارک معتبر
letters of marque (and reprisal)
نامههای اجازه (و انتقام)
Volant, levier de vitesse de marque PLS.
Volant, levier de vitesse de marque PLS.
Far from damaging a brand, having a 0.0 product is now a signal of a mature marque.
دور ماندن از آسیب رساندن به یک برند، داشتن یک محصول 0.0 اکنون نشانهای از یک نشان تجاری بالغ است.
منبع: The Economist (Summary)Multinational brewers saw them as " distressed purchases" and sold them under separate brands far removed from flagship marques.
شرکتهای آبجوسازی چندملیتی آنها را به عنوان "خریدارهای مضطرب" دیدند و آنها را تحت نامهای تجاری جداگانه که از نشان تجاری اصلی دور بودند، فروختند.
منبع: The Economist (Summary)That has allowed the Swedish marque to go full speed to becoming electric-only by 2030.
این به نشان تجاری سوئدی اجازه داده است تا با سرعت کامل به سمت برقی شدن تا سال 2030 حرکت کند.
منبع: Economist BusinessHe will be succeeded by Oliver Blume, who now runs Porsche, the group's high-performance marque.
او توسط الیور بلو که اکنون مسئولیت پورسشه را بر عهده دارد، جایگزین خواهد شد، نشان تجاری با کارایی بالا در گروه.
منبع: Economist BusinessHis letter of marque, however, did not allow him to attack people on land, only at sea.
با این حال، نامه ملاحتی او به او اجازه نمیداد به مردم در خشکی حمله کند، فقط در دریا.
منبع: Charming historyAll car bosses must weigh developing software in-house with relying on third parties for systems that may soon define a marque's image.
همه مدیران خودرو باید توسعه نرم افزار در داخل شرکت را با تکیه بر اشخاص ثالث برای سیستمهایی که ممکن است به زودی تصویر یک نشان تجاری را تعریف کنند، بسنجند.
منبع: Economist Business" But if Monsieur will permit, " he pointed with his pencil, " the Blanc de Blanc Brut 1943 of the same marque is without equal" .
اما اگر آقای اجازه دهد، او با مداد خود اشاره کرد: "بلانک دو بلانک بروت 1943 همان مارک بی رقیب است.".
منبع: Casino Royale of the 007 seriesHaving overstepped the boundaries of his letter of marque, Morgan was reprimanded by Modyford, with the governor even writing to King Charles II to let him know of Morgan's disreputable ways.
با فراتر گذاشتن از حدود نامه ملاحتی خود، مورگان توسط مدیفورد سرزنش شد، حتی فرماندار برای اطلاع دادن به روشهای نامناسب مورگان برای پادشاه چارلز دوم نامه نوشت.
منبع: Charming historyluxury marque
مارک لوکس
prestigious marque
مارک معتبر
letters of marque (and reprisal)
نامههای اجازه (و انتقام)
Volant, levier de vitesse de marque PLS.
Volant, levier de vitesse de marque PLS.
Far from damaging a brand, having a 0.0 product is now a signal of a mature marque.
دور ماندن از آسیب رساندن به یک برند، داشتن یک محصول 0.0 اکنون نشانهای از یک نشان تجاری بالغ است.
منبع: The Economist (Summary)Multinational brewers saw them as " distressed purchases" and sold them under separate brands far removed from flagship marques.
شرکتهای آبجوسازی چندملیتی آنها را به عنوان "خریدارهای مضطرب" دیدند و آنها را تحت نامهای تجاری جداگانه که از نشان تجاری اصلی دور بودند، فروختند.
منبع: The Economist (Summary)That has allowed the Swedish marque to go full speed to becoming electric-only by 2030.
این به نشان تجاری سوئدی اجازه داده است تا با سرعت کامل به سمت برقی شدن تا سال 2030 حرکت کند.
منبع: Economist BusinessHe will be succeeded by Oliver Blume, who now runs Porsche, the group's high-performance marque.
او توسط الیور بلو که اکنون مسئولیت پورسشه را بر عهده دارد، جایگزین خواهد شد، نشان تجاری با کارایی بالا در گروه.
منبع: Economist BusinessHis letter of marque, however, did not allow him to attack people on land, only at sea.
با این حال، نامه ملاحتی او به او اجازه نمیداد به مردم در خشکی حمله کند، فقط در دریا.
منبع: Charming historyAll car bosses must weigh developing software in-house with relying on third parties for systems that may soon define a marque's image.
همه مدیران خودرو باید توسعه نرم افزار در داخل شرکت را با تکیه بر اشخاص ثالث برای سیستمهایی که ممکن است به زودی تصویر یک نشان تجاری را تعریف کنند، بسنجند.
منبع: Economist Business" But if Monsieur will permit, " he pointed with his pencil, " the Blanc de Blanc Brut 1943 of the same marque is without equal" .
اما اگر آقای اجازه دهد، او با مداد خود اشاره کرد: "بلانک دو بلانک بروت 1943 همان مارک بی رقیب است.".
منبع: Casino Royale of the 007 seriesHaving overstepped the boundaries of his letter of marque, Morgan was reprimanded by Modyford, with the governor even writing to King Charles II to let him know of Morgan's disreputable ways.
با فراتر گذاشتن از حدود نامه ملاحتی خود، مورگان توسط مدیفورد سرزنش شد، حتی فرماندار برای اطلاع دادن به روشهای نامناسب مورگان برای پادشاه چارلز دوم نامه نوشت.
منبع: Charming historyلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید