mastery

[ایالات متحده]/ˈmɑːstəri/
[بریتانیا]/ˈmæstəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخصص; تسلط; کنترل; فتح; تصاحب

عبارات و ترکیب‌ها

attain mastery

کسب مهارت

mastery of language

تسلط بر زبان

gain mastery

کسب تسلط

demonstrate mastery

نشان دادن تسلط

technical mastery

تسلط فنی

mastery learning

یادگیری تسلط

جملات نمونه

mastery of the seas.

تسلط بر دریاها

a child's mastery of language.

تسلط کودک بر زبان

man's mastery over nature.

تسلط مرد بر طبیعت

gain mastery by striking first

با ضربه اول، تسلط را به دست آورید

He shows complete mastery of his chosen subject.

او تسلط کامل بر موضوع انتخابی خود نشان می دهد.

the products of a technological mastery untempered by political imagination.

محصولات تسلط فناوری که با تصورات سیاسی تعدیل نشده است.

Her mastery of economic theory impressed the professors.

تسلط او بر نظریه اقتصادی، اساتید را تحت تاثیر قرار داد.

It takes years to gain a mastery of Japanese.

برای به دست آوردن تسلط بر زبان ژاپنی سال‌ها طول می‌کشد.

To gain a complete mastery of English, one must study very hard.

برای به دست آوردن تسلط کامل بر زبان انگلیسی، باید خیلی سخت درس خواند.

She appealed to his mastery for help in solving her problem.

او برای کمک در حل مشکلش به تسلط او متوسل شد.

His work demonstrates a mastery of design, colour, composition and draftsmanship.

کارهای او نشان دهنده تسلطی بر طراحی، رنگ، ترکیب‌بندی و مهارت نقاشی است.

- Ternion Attack,the skill of "Spirit Mastery" will not take advantage of the "projectile speed bouns" witch Arcane Lore offered.

- حمله ثلاثی، مهارت "تسلط روح" از "مزیت سرعت پرتاب" که دانش باستانی ارائه داده است، استفاده نخواهد کرد.

Mastery is the short and inexpensive way because one actually becomes whatever he intended be it a keyboardist, singer, poet, artist, actor, composer, arranger, producer, etc.

تسلط راه کوتاه و ارزان‌قیمتی است زیرا فرد در واقع به آنچه قصد داشته تبدیل می‌شود، چه نوازنده پیانو، خواننده، شاعر، هنرمند، بازیگر، آهنگساز، تنظیم‌کننده، تهیه‌کننده و غیره.

He was always making diagrams of verbs and their inflections, and he looked for opportunities to show off his mastery of the pluperfect and future perfect tenses, his two favorites.

او همیشه نمودارهایی از افعال و پسوندها می‌کشید و به دنبال فرصت‌هایی برای نشان دادن تسلط خود بر زمان‌های گذشته کامل و آینده کامل، دو مورد مورد علاقه‌اش، می‌گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید