masticable

[ایالات متحده]/ˈmæstɪkəbl/
[بریتانیا]/ˈmæstɪkəbl/

ترجمه

adj. قابل جویدن

عبارات و ترکیب‌ها

masticable gum

آدام قابل جویدن

masticable food

غذا قابل جویدن

masticable candy

شکلات قابل جویدن

masticable texture

بافت قابل جویدن

masticable products

محصولات قابل جویدن

masticable snack

میان وعده قابل جویدن

masticable material

مواد قابل جویدن

masticable items

مواد قابل جویدن

masticable paste

خمیر قابل جویدن

جملات نمونه

the food must be masticable to be enjoyable.

غذا باید قابل جویده شدن باشد تا لذت بخش باشد.

chewy candies are often described as masticable.

آبنبات های جویدنی اغلب به عنوان قابل جویده شدن توصیف می شوند.

his masticable diet helped him recover faster.

رژیم غذایی قابل جویده شدن او به او کمک کرد تا سریعتر بهبود یابد.

children prefer masticable snacks over hard ones.

کودکان ترجیح می دهند میان وعده های قابل جویده شدن را به جای سخت ها انتخاب کنند.

masticable foods can be easier on the teeth.

غذاهای قابل جویده شدن می توانند برای دندان ها آسان تر باشند.

he found the steak to be less masticable than expected.

او دریافت که گوشت چرخ کرده کمتر از حد انتظار قابل جویده شدن است.

the chef focused on creating masticable dishes.

سرآشپز بر روی ایجاد غذاهای قابل جویده شدن تمرکز کرد.

some fruits are naturally masticable and delicious.

برخی از میوه ها به طور طبیعی قابل جویده شدن و خوشمزه هستند.

for the elderly, masticable food is essential.

برای افراد مسن، غذاهای قابل جویده شدن ضروری هستند.

the recipe calls for masticable ingredients.

دستور غذا نیاز به مواد قابل جویده شدن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید