unchewable gum
چسبنده چیکن
quite unchewable
خیلی چسبنده
being unchewable
چسبنده بودن
found unchewable
چسبنده یافته شد
unchewable candy
چسبنده شیرینی
it's unchewable
این چسبنده است
so unchewable
اینقدر چسبنده
unchewable texture
چسبندگی بافت
unchewable food
چسبنده غذا
seemed unchewable
چسبنده به نظر میرسید
the plastic toy was completely unchewable, much to the puppy's disappointment.
چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود، گوشهای از بازیگوشی پلاستیکی بود که به خیلی زیادی گریه کردن گریگر کمک کرد.
the unchewable rubber bone was a frustrating object for the teething kitten.
استخوان لاستیکی که با دندان نمیتوانست چیده شود، برای گریگری که دندانهایش در حال رشد بود، چیزی ناامید کننده بود.
we removed the unchewable decorations from the christmas tree to keep the children safe.
ما چیزهایی که با دندان نمیتوانست چیده شود را از درخت عید مسیحی برداشتیم تا کودکان امن بمانند.
the unchewable material of the hiking boot sole provided excellent grip.
مادهای که با دندان نمیتوانست چیده شود، در پای چمچهای برای چپاکی عالی بود.
the unchewable candy was hard and unpleasant to try to eat.
چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود، چیزی سخت و ناخوشایند برای تلاش برای خوردن بود.
the unchewable component of the machinery required specialized tools to remove.
چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود در ماشینآلات، نیاز به ابزارهای ویژه برای حذف داشت.
despite its size, the unchewable block remained untouched by the toddler.
هر چند اندازهاش بزرگ بود، چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود توسط کودک کوچکی لمس نشده باقی ماند.
the unchewable coating on the pill made it difficult to swallow.
پوششی که با دندان نمیتوانست چیده شود روی دارو، خوردن آن را دشوار کرد.
the unchewable furniture was clearly not designed for a household with young children.
چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود، به وضوح برای خانوادهای که کودکان جوان دارد، طراحی نشده بود.
we discarded the unchewable piece of plastic found in the park.
ما چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود، یک قطعه پلاستیکی که در پارک پیدا کردیم را دور انداختیم.
the unchewable shell protected the nut inside.
پوستهای که با دندان نمیتوانست چیده شود، گوشت داخلی را حفظ کرد.
unchewable gum
چسبنده چیکن
quite unchewable
خیلی چسبنده
being unchewable
چسبنده بودن
found unchewable
چسبنده یافته شد
unchewable candy
چسبنده شیرینی
it's unchewable
این چسبنده است
so unchewable
اینقدر چسبنده
unchewable texture
چسبندگی بافت
unchewable food
چسبنده غذا
seemed unchewable
چسبنده به نظر میرسید
the plastic toy was completely unchewable, much to the puppy's disappointment.
چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود، گوشهای از بازیگوشی پلاستیکی بود که به خیلی زیادی گریه کردن گریگر کمک کرد.
the unchewable rubber bone was a frustrating object for the teething kitten.
استخوان لاستیکی که با دندان نمیتوانست چیده شود، برای گریگری که دندانهایش در حال رشد بود، چیزی ناامید کننده بود.
we removed the unchewable decorations from the christmas tree to keep the children safe.
ما چیزهایی که با دندان نمیتوانست چیده شود را از درخت عید مسیحی برداشتیم تا کودکان امن بمانند.
the unchewable material of the hiking boot sole provided excellent grip.
مادهای که با دندان نمیتوانست چیده شود، در پای چمچهای برای چپاکی عالی بود.
the unchewable candy was hard and unpleasant to try to eat.
چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود، چیزی سخت و ناخوشایند برای تلاش برای خوردن بود.
the unchewable component of the machinery required specialized tools to remove.
چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود در ماشینآلات، نیاز به ابزارهای ویژه برای حذف داشت.
despite its size, the unchewable block remained untouched by the toddler.
هر چند اندازهاش بزرگ بود، چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود توسط کودک کوچکی لمس نشده باقی ماند.
the unchewable coating on the pill made it difficult to swallow.
پوششی که با دندان نمیتوانست چیده شود روی دارو، خوردن آن را دشوار کرد.
the unchewable furniture was clearly not designed for a household with young children.
چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود، به وضوح برای خانوادهای که کودکان جوان دارد، طراحی نشده بود.
we discarded the unchewable piece of plastic found in the park.
ما چیزی که با دندان نمیتوانست چیده شود، یک قطعه پلاستیکی که در پارک پیدا کردیم را دور انداختیم.
the unchewable shell protected the nut inside.
پوستهای که با دندان نمیتوانست چیده شود، گوشت داخلی را حفظ کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید