mastoid

[ایالات متحده]/ˈmeɪstɔɪd/
[بریتانیا]/ˈmeɪstɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه نوک پستان یا سینه
n. برآمدگی استخوانی در پشت گوش؛ یک برآمدگی شبیه نوک پستان
Word Forms
جمعmastoids

عبارات و ترکیب‌ها

mastoid process

برآمدگی جناغی

mastoiditis infection

عفونت ماستوئیدیت

mastoid bone

استخوان جناغی

mastoid region

منطقه جناغی

mastoid surgery

جراحی جناغی

mastoid air cells

سلول‌های هوایی جناغی

mastoid cavity

فضای جناغی

mastoid swelling

تورم جناغی

mastoid drainage

دفع جناغی

mastoid examination

معاینه جناغی

جملات نمونه

the mastoid process is located behind the ear.

فرآیند مقوفه در پشت گوش قرار دارد.

infection of the mastoid can lead to serious complications.

عفونت مقوفه می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

the doctor examined the mastoid area for any signs of swelling.

پزشک ناحیه مقوفه را برای هرگونه علائم تورم معاینه کرد.

mastoiditis is an infection that affects the mastoid bone.

مقوفه‌التهاب یک عفونت است که استخوان مقوفه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

he had surgery to remove the infected mastoid tissue.

او جراحی برای برداشتن بافت مقوفه‌ای آلوده انجام داد.

the mastoid cavity is an important part of the ear anatomy.

حفره مقوفه بخشی مهم از آناتومی گوش است.

doctors often use imaging to assess the mastoid region.

پزشکان اغلب از تصویربرداری برای ارزیابی ناحیه مقوفه استفاده می‌کنند.

chronic mastoiditis may require long-term treatment.

مقوفه‌التهاب مزمن ممکن است به درمان طولانی مدت نیاز داشته باشد.

the mastoid bone can be affected by various diseases.

استخوان مقوفه می‌تواند تحت تأثیر بیماری‌های مختلف قرار گیرد.

understanding mastoid anatomy is crucial for ear surgeries.

درک آناتومی مقوفه برای جراحی‌های گوش بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید