mastoidals

[ایالات متحده]/ˈmæstɔɪdəlz/
[بریتانیا]/ˈmæstɔɪdəlz/

ترجمه

adj. مربوط به فرایند ماستوئید

عبارات و ترکیب‌ها

mastoidals process

فرآیند ماستوئید

mastoidals cells

سلول‌های ماستوئید

mastoidals region

ناحیه‌ی ماستوئید

mastoidals bone

استخوان ماستوئید

mastoidals space

فضای ماستوئید

mastoidals area

منطقه ماستوئید

mastoidals infection

عفونت ماستوئید

mastoidals surgery

جراحی ماستوئید

mastoidals drainage

دفع ماستوئید

mastoidals anatomy

آناتومی ماستوئید

جملات نمونه

the mastoidals are important for the structure of the skull.

مهارها برای ساختار جمجمه مهم هستند.

in some species, the mastoidals are fused with other bones.

در برخی گونه‌ها، مهارها با سایر استخوان‌ها ترکیب می‌شوند.

researchers study the mastoidals to understand evolutionary changes.

محققان مهارها را برای درک تغییرات تکاملی مطالعه می‌کنند.

the anatomy of the mastoidals can vary greatly among mammals.

آناتومی مهارها می‌تواند در میان پستانداران بسیار متفاوت باشد.

injury to the mastoidals can lead to hearing problems.

آسیب به مهارها می‌تواند منجر به مشکلات شنوایی شود.

during surgery, care must be taken around the mastoidals.

در طول جراحی، باید مراقبت‌هایی در اطراف مهارها انجام شود.

some fossils show well-preserved mastoidals.

برخی از بقایای فسیلی مهارها را به خوبی حفظ کرده‌اند.

the mastoidals play a role in sound transmission.

مهارها در انتقال صدا نقش دارند.

veterinarians often examine the mastoidals in animals.

دامپزشکان اغلب مهارها را در حیوانات معاینه می‌کنند.

understanding the mastoidals can aid in forensic science.

درک مهارها می‌تواند به کمک علم پزشکی قانونی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید