matchbook

[ایالات متحده]/ˈmæʧbʊk/
[بریتانیا]/ˈmæʧbʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتاب کوچکی که حاوی کبریت است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

matchbook cover

جلد کتاب کبریت

matchbook collection

کلکسیون کتاب کبریت

matchbook art

هنر کتاب کبریت

matchbook label

برچسب کتاب کبریت

matchbook advertising

تبلیغات کتاب کبریت

matchbook design

طراحی کتاب کبریت

matchbook graphics

گرافیک کتاب کبریت

matchbook size

اندازه کتاب کبریت

matchbook industry

صنعت کتاب کبریت

matchbook history

تاریخچه کتاب کبریت

جملات نمونه

he collected matchbooks from every city he visited.

او جلدها کتاب کوچک فندکی از هر شهری که بازدید می‌کرد جمع‌آوری کرد.

the matchbook had the restaurant's logo on it.

جلد کتاب کوچک فندکی دارای لوگوی رستوران بود.

she found an old matchbook in her grandmother's drawer.

او یک جلد کتاب کوچک فندکی قدیمی را در کشوی مادربزرگش پیدا کرد.

each matchbook contained a unique design.

هر جلد کتاب کوچک فندکی دارای طرحی منحصر به فرد بود.

he used a matchbook to light the candles.

او از یک جلد کتاب کوچک فندکی برای روشن کردن شمع‌ها استفاده کرد.

the matchbook served as a great souvenir.

جلد کتاب کوچک فندکی به عنوان یک سوغاتی عالی عمل کرد.

she wrote her phone number inside the matchbook.

او شماره تلفن خود را داخل جلد کتاب کوچک فندکی نوشت.

they gave out matchbooks at the wedding reception.

آنها جلد کتاب‌های کوچک فندکی را در مهمانی عروسی توزیع کردند.

he flipped through his collection of matchbooks.

او از میان مجموعه جلد کتاب‌های کوچک فندکی خود ورق زد.

the matchbook advertisement caught my eye.

تبلیغ جلد کتاب کوچک فندکی توجه من را جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید