| جمع | matchwoods |
matchwood fire
چوبهای آتشافروزی
matchwood sticks
چوبهای کبریتمانند
matchwood pieces
تکههای چوب کبریت
matchwood box
جعبه چوب کبریت
matchwood crafts
هنر و صنایع دستی چوب کبریت
matchwood model
مدل چوب کبریت
matchwood set
ست چوب کبریت
matchwood art
هنر چوب کبریت
matchwood toys
اسباببازیهای چوب کبریت
the children played with matchwood to build a small fort.
کودکان با چوب کبریت برای ساختن یک قلعه کوچک بازی کردند.
he used matchwood to start the campfire quickly.
او از چوب کبریت برای روشن کردن سریع آتش استفاده کرد.
matchwood is often used in model building for its lightweight properties.
چوب کبریت اغلب به دلیل ویژگیهای سبک آن در ساخت مدل استفاده میشود.
she collected matchwood to use as kindling for the fireplace.
او چوب کبریت جمع کرد تا از آن به عنوان چوب کبریت برای شومینه استفاده کند.
the artist crafted a sculpture from matchwood pieces.
هنرمند مجسمهای از قطعات چوب کبریت ساخت.
matchwood can be found in many craft stores.
چوب کبریت را میتوان در بسیاری از مغازههای صنایع دستی پیدا کرد.
he carefully arranged the matchwood to create a miniature house.
او با دقت چوب کبریت را مرتب کرد تا یک خانه کوچک بسازد.
using matchwood, she demonstrated how to make a simple bridge.
با استفاده از چوب کبریت، او نشان داد که چگونه یک پل ساده بسازیم.
they decided to use matchwood for the school project due to its availability.
آنها تصمیم گرفتند از چوب کبریت برای پروژه مدرسه به دلیل در دسترس بودن آن استفاده کنند.
the matchwood pieces were perfect for their diorama project.
قطعات چوب کبریت برای پروژه دایورامای آنها عالی بود.
matchwood fire
چوبهای آتشافروزی
matchwood sticks
چوبهای کبریتمانند
matchwood pieces
تکههای چوب کبریت
matchwood box
جعبه چوب کبریت
matchwood crafts
هنر و صنایع دستی چوب کبریت
matchwood model
مدل چوب کبریت
matchwood set
ست چوب کبریت
matchwood art
هنر چوب کبریت
matchwood toys
اسباببازیهای چوب کبریت
the children played with matchwood to build a small fort.
کودکان با چوب کبریت برای ساختن یک قلعه کوچک بازی کردند.
he used matchwood to start the campfire quickly.
او از چوب کبریت برای روشن کردن سریع آتش استفاده کرد.
matchwood is often used in model building for its lightweight properties.
چوب کبریت اغلب به دلیل ویژگیهای سبک آن در ساخت مدل استفاده میشود.
she collected matchwood to use as kindling for the fireplace.
او چوب کبریت جمع کرد تا از آن به عنوان چوب کبریت برای شومینه استفاده کند.
the artist crafted a sculpture from matchwood pieces.
هنرمند مجسمهای از قطعات چوب کبریت ساخت.
matchwood can be found in many craft stores.
چوب کبریت را میتوان در بسیاری از مغازههای صنایع دستی پیدا کرد.
he carefully arranged the matchwood to create a miniature house.
او با دقت چوب کبریت را مرتب کرد تا یک خانه کوچک بسازد.
using matchwood, she demonstrated how to make a simple bridge.
با استفاده از چوب کبریت، او نشان داد که چگونه یک پل ساده بسازیم.
they decided to use matchwood for the school project due to its availability.
آنها تصمیم گرفتند از چوب کبریت برای پروژه مدرسه به دلیل در دسترس بودن آن استفاده کنند.
the matchwood pieces were perfect for their diorama project.
قطعات چوب کبریت برای پروژه دایورامای آنها عالی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید