matchwood

[ایالات متحده]/ˈmætʃwʊd/
[بریتانیا]/ˈmætʃwʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوب استفاده شده برای ساخت کبریت؛ تکه‌ها یا قطعات کوچک چوب
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

matchwood fire

چوب‌های آتش‌افروزی

matchwood sticks

چوب‌های کبریت‌مانند

matchwood pieces

تکه‌های چوب کبریت

matchwood box

جعبه چوب کبریت

matchwood crafts

هنر و صنایع دستی چوب کبریت

matchwood model

مدل چوب کبریت

matchwood set

ست چوب کبریت

matchwood art

هنر چوب کبریت

matchwood toys

اسباب‌بازی‌های چوب کبریت

جملات نمونه

the children played with matchwood to build a small fort.

کودکان با چوب کبریت برای ساختن یک قلعه کوچک بازی کردند.

he used matchwood to start the campfire quickly.

او از چوب کبریت برای روشن کردن سریع آتش استفاده کرد.

matchwood is often used in model building for its lightweight properties.

چوب کبریت اغلب به دلیل ویژگی‌های سبک آن در ساخت مدل استفاده می‌شود.

she collected matchwood to use as kindling for the fireplace.

او چوب کبریت جمع کرد تا از آن به عنوان چوب کبریت برای شومینه استفاده کند.

the artist crafted a sculpture from matchwood pieces.

هنرمند مجسمه‌ای از قطعات چوب کبریت ساخت.

matchwood can be found in many craft stores.

چوب کبریت را می‌توان در بسیاری از مغازه‌های صنایع دستی پیدا کرد.

he carefully arranged the matchwood to create a miniature house.

او با دقت چوب کبریت را مرتب کرد تا یک خانه کوچک بسازد.

using matchwood, she demonstrated how to make a simple bridge.

با استفاده از چوب کبریت، او نشان داد که چگونه یک پل ساده بسازیم.

they decided to use matchwood for the school project due to its availability.

آنها تصمیم گرفتند از چوب کبریت برای پروژه مدرسه به دلیل در دسترس بودن آن استفاده کنند.

the matchwood pieces were perfect for their diorama project.

قطعات چوب کبریت برای پروژه دایورامای آنها عالی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید